تبليغاتX
علوم و فناوری

87/11/05

دوست داشتن از عشق برتر است

دوست داشتن از عشق برتر است



دوست داشتن از عشق برتر است . عشق يک جور جوشش کور است و پيوندي از سر نابينائي ، اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال . عشق بيشتر از غريزه آب ميخورد و هرچه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع ميکند و تا هرجا که يک روح ارتفاع دارددوست داشتن نيز همگام با آن اوج ميابد
عشق در قالب دلها در شکل ها و رنگ هاي تقريبا مشابهي متجلي ميشود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشترکي است ، اما دوست داشتن در هر روحي جلوه خاص خويش دارد و از روح رنگ ميگيرد و چون روح ها برخلاف غريزه ها هر کدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعمي و عطري ويژه خويش دارد ، مي توان گفت که به شماره هر روحي ، دوست داشتني هست
عشق با شناسنامه بي ارطبات نيست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر ميگذارد ، اما دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي ميکند و بر آشيانه بلندش روز و روزگار را دستي نيست
عشق در هر رنگي و سطحي ، با زيبائي محسوس ، در نهان يا آشکار ، رابطه دارد . چنانکه '' شوپنهاور'' ميگويد : (( شما بيست سال بر سن معشوقتان بيفزائيد ، آنگاه تاثير مستقيم آنرا بر روي احساستان مطالعه کنيد ))!
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گيج و جذب زيبائي هاي روح که زيبائي هاي محسوس را به گونه اي ديگر ميبيند . عشق طوفاني و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت
عشق با دوري و نزديکي در نوسان است ، اگر دوري به طول بينجامد ضعيف ميشود ، اگر تماس دوام يابد به ابتذال ميکشد .و تنها با بيم و اميد و تزلزل و اضطراب و (( ديدار و پرهيز )) ، زنده و نيرومند ميماند . اما دوست داشتن با اين حالت نا آشناست . دنيايش دنياي ديگريست


عشق جوششي يکجانبه است ، به معشوق نمي انديشد که کيست ، يک خود جوشي ذاتي است ، و از اين رو هميشه اشتباه ميکند . در انتخاب به سختي ميلغزد و يا همواره يکجانبه ميماند و گاه ميان دو بيگانه ناهماهنگ ، عشقي جرقه ميزند و چون در تاريکي است و يکديگر را نميبينند ، پس از انفجار اين صاعقه است که در پرتو روشنائي آن چهره يکديگر را ميتوانند ديد و در اينجاست که گاه پس از جرقه زدن عشقعاشق و معشوق که در چهره هم مينگرند ، احساس ميکنند هم را نميشناسند و بيگانگي و نا آشنائي پس از عشق – که درد کوچکي نيست – فراوان است
اما دوست داشتن در روشنائي ريشه ميبندد و در زير نور سبز ميشود و رشد ميکند و از اين روست که همواره پس از آشنائي پديد ميايد . و در حقيقت در آغاز دو روح خطوط آشنائي را در سيما و نگاه يکديگر ميخوانند ، و پس از ((آشنا شدن)) است که ((خودماني)) ميشوند - دو روح ، نه دو نفر ، که ممکن است دو نفر با هم در عين رو در بايستي ها احساس خودماني بودن کنند و اين حالت به قدري ظريف و فرار است که به سادگي از زير دست احساس و فهم ميگريزد - و سپس طعم خويشاوندي و بوي خويشاوندي و گرماي خويشاوندي از سخن و رفتار و کلام يکديگر احساس ميشود و از اين منزل است که ناگهان ، خود بخود ، دو همسفر به چشم ميبينند که به پهندشت بيکرانه مهرباني رسيده اند و آسمان صاف و بي لک دوست داشتن بر بالاي سرشان خيمه گسترده است و افقهاي روشن و پاک و صميمي (( ايمان)) در برابرشان باز ميشود و نسيمي نرم و لطيف - همچون روح يک معبد متروک که در محراب پنهاني آن ، خيال راهبي بزرگ نقش بر زمين شده و زمزمه درد آلود نيايش مناره تنها و غريب آنرا به لرزه در مياورد – هر لحظه پيام الهان هاي تازه آسمانهاي ديگر و سرزمين هاي ديگر و عطر گلهاي مرموز وجانبخش بوستانهاي ديگر را به همراه دارد و خود را ، به مهر و عشوه اي بازيگر و شيرين و شوخ ، هر لحظه ، بر سر و روي ايندو ميزند
عشق جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني ((فهميدن)) و ((انديشيدن)) نيست . اما دوست داشتن در اوج معراجش از سرحد عقل فراتر ميرود و فهميدن و انديشيدن را نيز از زمين ميکند و با خود به قله بلند اشراق ميبرد
عشق زيبائي هاي دلخواه را در معشوق ميافريند و دوست داشتن زيبائي هاي دلخواه را در دوست ميبيند و ميابد


عشق يک فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمي ، بي انتها و مطلق
عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا کردن
عشق بينائي را ميگيرد و دوست داشتن ميدهد
عشق خشن است و شديد و در عين حال ناپايدار و نامطمئن و دوست داشتن لطيف است و نرم و در عين حال پايدار و سرشار از اطمينان
عشق همواره با اشک آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شک ناپذير
از عشق هرچه بيشتر ميشنويم سيرابتر ميشويم و از دوست داشتن هر چه بيشتر ، تشنه تر
عشق هرچه ديرتر ميپايد کهنه تر ميشود و دوست داشتن نو ت
عشق نيروئيست در عاشق ، که او را به معشوق ميکشاند ؛ دوست داشتن جاذبه ايست در دوست ، که دوست را به دوست ميبرد . عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگي محو شدن در دوست
عشق معشوق را مجهول و گمنام ميخواهد تا در انحصار او بماند ، زيرا عشق جلوه اي از خود خواهي يا روح تاجرانه يا جانورانه آدميست ، و چون خود به بدي خود آگاه است ، آنرا در ديگري که ميبيند ؛ از او بيزار ميشود و کينه برميگيرد . اما دوست داشتن ، دوست را محبوب و عزيز ميخواهد و ميخواهد که همه دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ، داشته باشند . که دوست داشتن جلوه اي از روح خدائي و فطرت اهورائي آدميست و چون خود به قداست ماورائي خود بيناست ، آنرا در ديگري که ميبيند ، ديگري را نيز دوست ميدارد و با خود آشنا و خويشاوند ميابد
در عشق رقيب منفور است و در دوست داشتن است که (( هواداران کويش را چو جان خويشتن دارند )) که حصد شاخصه عشق است چه ، عشق معشوق را طعمه خويش ميبيند و همواره در اضطراب است که ديگري از چنگش بربايد و اگر ربود ، با هردو دشمني ميورزد و معشوق نيز منفور ميگردد و دوست داشتن ايمان است و ايمان يک روح مطلق است ، يک ابديت بي مرز است ، از جنس اين عالم نيست
عشق ريسمان طبيعي است و سرکشان را به بند خويش در مياورد تا آنچه آنان ، بخود از طبيعت گرفته اند بدو باز پس دهند و آنچه را مرگ ميستاند ، به حيله عشق ، بر جاي نهند ، که عشق تاوان ده مرگ است و دوست داشتن عشقي است که انسان ، دور از چشم طبيعت ، خود ميافريند ، خود بدان ميرسد ، خود آنرا ((انتخاب)) ميکند . عشق اسارت در دام غريزه است و دوست داشتن آزادي از جبر مزاج . عشق مامور تن است و دوست داشتن پيغمبر روح . عشق يک (( اغفال )) بزرگ و نيرومند است تا انسان به زندگي مشغول گردد و به روزمرگي – که طبيعت سخت آنرا دوست ميدارد – سر گرم شود و دوست داشتن زاده وحشت از غربت است و خود آگاهي ترس آور آدمي در اين بيگانه بازار زشت و بيهوده .عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن . عشق غذاخوردن يک حريص گرسنه است و دوست داشتن (( همزباني در سرزمين بيگانه يافتن )) است

نوشته شده توسط لاک پشت در 11:35 |  لینک ثابت   • 

87/11/05

اگه شبها خواب راحت ندارید اینجا رو بخونید

اگه شبها خواب راحت ندارید اینجا رو بخونید

هموطن آنلاین
اصطلاح پزشکی Insomnia که امروزه بین مردم باب شده نوعی اختلال در خوابیدن یا استراحت محسوب می شود.
هموطن آنلاین_سید میثم لطفی- اصطلاح پزشکی Insomnia که امروزه بین مردم باب شده نوعی اختلال در خوابیدن یا استراحت محسوب می شود. این طور که پزشکان معتقدند، نشانه های این بیماری معمولا خود را به آسانی نمایان نمی کنند، اما در عین حال باید توجه داشت بیدار شدن در نیمه های شب و بروز مشکل برای خوابیدن دوباره می تواند علایمی از ابتلا به این عارضه باشد.

هر حال، طبق یک تخمین معتبر، از هر 10 نفر در دنیا یک فرد به اختلالات خواب برای مدت زمان طولانی که بی خوابی مزمن نام دارد مبتلا می شود. بی خوابی ها بیشتر در سنین بالا و بزرگسالی و همچنین افراد پرتنش و پراسترس بروز می کند.
بروز مشکل برای خوابیدن بیشتر به دنبال بروز فشار های عصبی و نگرانی های شدید به وجود می آید. دیگر عواملی که این عارضه را به دنبال دارند شامل بیماری های فیزیکی که درد های شدید را به همراه دارند، سر و صداهای محیط، کافئین، الکل، عوارض ناشی از مصرف برخی دارو ها، افسردگی و شیفت های کاری شبانه می شود. اگر افراد در طول روز فعالیت بدنی شدیدی انجام دهند و بسیار خسته شوند، این روند می تواند آنها را با مشکلات عدیده ای مواجه کرده و به هنگام شب و خوابیدن آنها را با مشکل مواجه می کند.

می برید کاملا تاریک شده است.
شما باید از مصرف محرک هایی که می تواند بی خوابی را در شما به دنبال داشته باشد جلوگیری کنید. این محرک ها می توانند شامل کافئین، نیکوتین و الکل شوند. افزایش میزان نرمش در طول روز، نوشیدن شیر گرم پیش از رفتن به رخت خواب و مصرف گیاهانی نظیر سنبل الطیب و بابونه می تواند به افراد کمک کند تا در هنگام شب آسان تر به خواب بروند.
توجه داشته باشید، اگر می خواهید بی خوابی و عوارض ناشی از آن در شما از بین برود باید عوامل مشکل ساز را هر چه سریع تر از خود دور کنید. برای مثال، سعی کنید عوامل استرس زا را از خود دور کنید و در آرامش کامل به سر ببرید، همچنین مطمئن شوید که محل خوابتان کاملا راحت است و مشکلی در آن وجود ندارد. قرص های خواب می توانند برای کوتاه مدت مورد استفاده قرار گیرند و به صورت موقت عارضه کم خوابی را در شما درمان کنند.
اگر چه عوامل یاد شده همه می توانند تاثیرات فراوانی در خوابیدن و اختلالات خواب بر جای بگذارند، اما کارشناسان بر این باورند که اتاق خواب و نحوه چیدمان وسایل در آن می تواند بیشترین تاثیر را در این زمینه بر جای بگذارد. این طور که گفته می شود، اتاق خواب به هم ریخته و نامرتب می تواند تا دو برابر احتمال بروز بی خوابی را نسبت به اتاق خواب های تمیز و اصولی بالا برد.
در ساختمان می تواند در چیدمان وسایل و همچنین در نحوه خواب افراد تاثیر مستقیم برجای بگذارد. قرار گرفتن تخت خواب در یک اتاق خواب مهم ترین مسئله ای است که هر فرد باید به آن توجه داشته باشد. باید توجه داشت که به کاربردن اشیاء و لوازم اضافی در یک اتاق خواب می تواند تاثیرات منفی بر جای بگذارد. در چیدمان اتاق های این چنینی باید موارد زیر را همواره به خاطر سپرد:
*تخت های دو طبقه می تواند فضای کمتری را اشغال کند، در این موارد تخت خواب باید در گوشه اتاق قرار بگیرد. تخت خواب های دوطبقه باید در جایی باشند که فرد برای رفت و آمد و رفتن به طبقه دوم مشکل نداشته باشد.
*سوکت تلفن یا برق می تواند در نحوه قرار گرفتن تخت خواب در اتاق موثر باشد. افراد معمولا سعی می کنند تخت خود را در گوشه ای از اتاق قرار دهند که تلفن به آن نزدیک باشد و یا به آسانی بتوانند تلویزیون تماشا کنند.
*جایی که در اتاق در آن محل واقع شده تاثیر مهمی در مکان قرار گرفتن تخت خواب بر جای خواهد گذاشت.

شاید این موارد از دید افراد اهمیت چندانی نداشته باشد، اما باید توجه داشت که تمامی مسائل یاد شده می توانند خوابی راحت یا اینکه بی خوابی را در پی داشته باشند و به همین خاطر همواره این قبیل مسائل مهم به حساب می آیند

نوشته شده توسط لاک پشت در 11:35 |  لینک ثابت   • 

87/11/05

عشق کودکانه

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط لاک پشت در 11:33 |  لینک ثابت   • 

87/11/05

والدین کلاس اولی ها بخوانند

جام جم : کودکي که براي اولين بار از خانه و خانواده جدا شده و مدتي را در محيط بيرون از خانه به سر مي برد، در معرض آموزش دانش ها و مهارت هاي مختلف و نيز شيوه هاي برخورد با ديگران و رفتار جمعي است ، لذا بايد ترتيبي اتخاذ کنيم که ارتباطات او، پدر و مادرش و نيز معلم ، مدرسه و محيط محل تحصيل و سکونت او از هر لحاظ با هم در تعامل باشد.
اگر همراه کودک به مدرسه مي آييد، بموقع حاضر شويد. فراموش نکنيد زود رسيدن و انتظار کشيدن زياد هم ، ممکن است باعث خستگي و تشويش کودک شود.
مي توانيد ضمن همراهي ، به او بياموزيد که وجود شما را به عنوان يک همراه موقت بپذيرد تا مراقبت شما موجب اتکاي بيش از اندازه او به شما نشود. خوابيدن بموقع و کافي اهميت زيادي دارد.
دقت کنيد کودک غذايش را بموقع خورده و به اندازه کافي استراحت کرده باشد. اگر فرزندتان از هم اکنون که آغاز ورود به دبستان است با لزوم برنامه ريزي و رعايت نظم و انضباط آشنا شود، بدون شک در آينده از مشکلات ناشي از بي نظمي رنج نخواهد برد.
کفش و لباس او بايد خارج از منزل تميز و مناسب بيرون باشد. بکوشيد از لباسهاي داراي آرم و نشانه و نيز عکسهاي خارجي استفاده نکنيد.
نوع پوشاک کودک در سالهاي آغاز دبستان مي تواند تاثير زيادي در انتخاب هاي بعدي او در سنين بالا بگذارد. دنياي بچه ها، دنياي رنگي و سرشار از تخيل است.
استفاده نکردن از لباسهاي آرم دار و منقوش به عکس ، به معناي استفاده از لباسهاي رنگين و متنوع نيست. از دادن پول براي خوراکي و چيزهاي ديگر به کودک کلاس اولي خودداري کنيد. خوراکي مناسب و مورد نياز او را قبلا تهيه کنيد و در اختيارش قرار دهيد.
مطمئن شويد کودک شما ليوان ، دستمال و وسايل شخصي خود را به همراه دارد و يادآور شويد که وسايل فقط مخصوص استفاده خود اوست.
براي کودک مشارکت و همکاري با ديگران ، نبايد به معناي استفاده از وسايل شخصي فرد ديگر معنا دهد. اگر احساس مي کنيد که فرزند شما از رفتن به مدرسه بيم دارد، در راه با او صحبت کنيد و به او اطمينان دهيد که جاي هيچ نگراني اي نيست. بازگو کردن خاطرات گذشته او را سرگرم و دلگرم خواهد کرد.
اين بيم کاذب، نتيجه جدا شدن کودک از محيط خانه و ورود او به محيطي است که هيچ گونه آگاهي در مورد آن ندارد و همچنين پيوستن به جمع ديگر دانش آموزان است.
بنابراين تفاوت هاي مدرسه و خانواده براي کودک تشريح شده و برتري هاي محيط دوم برايش بازگو شوند، به مرور از بيم کاذب کاسته مي شود. او را تشويق کنيد که مشکلات خود را با آموزگارش در ميان بگذارد.
به او اطمينان دهيد آموزگارش مهربان است و او را حمايت خواهد کرد. براي کودک ، هيچ کس در محيط بيرون از خانه نمي تواند دلسوزتر و موثرتر از آموزگارش باشد. کودک بايد دريابد که در محيط يا خانه دومش ، سرپرست دومي دارد و او معلم اوست.
بکوشيد تمامي مدتي را که در مدرسه هستيد به توصيه اولياي دبستان عمل کنيد. از درخواست غيرمنطقي بپرهيزيد. تعارضات ميان خانه و مدرسه ، اثرات سويي بر شخصيت دانش آموز مي گذارد.
نقش اولياي خانه و مدرسه ، بايد کاستن اين تعارضات باشد. کمترين تعارض رفتاري ميان پدر و مادر و اولياي مدرسه، بر رفتار و شخصيت کودک موثر است.
به موقع دنبال فرزند خود بياييد و به حرفهاي او در راه بازگشت به منزل با علاقه گوش بدهيد. اين نشانه احترام شما به او و پذيرفتن او به عنوان يک شخصيت از سوي شماست.
نکته مهم ديگر اين است که از درگيري و نزاع حتي به صورت لفظي و در حضور فرزندان پرهيز و از کم جلوه دادن اهميت تحصيل و کسب دانش حتي در قالب طنز و شوخي جدا خودداري کنيد، چرا که تکرار اين رويه کم کم موجب دلسردي و عدم اطمينان دانش آموز به آينده تحصيلي اش خواهد شد.
در طول سال تحصيلي، ارتباط خود را با انجمن اوليائ و مربيان مدرسه و معلمان حفظ کنيد و در ارائه پيشنهادها و همکاري با آنان دريغ نورزيد.
به برنامه ملاقاتي که آموزگاران يا مديريت مدرسه براي شما تهيه کرده اند، توجه و از حضور بي موقع در مدرسه خودداري کنيد.
معاونان مدرسه ، نقش بسيار مهمي در ايجاد انضباط و علاقه مندي کودکان در محيط واحد آموزشي دارند. جايگاه با اهميت معاونان را به فرزند خود گوشزد کنيد و به او بگوييد به توصيه هاي معاون مدرسه گوش فرا دهد.

نوشته شده توسط لاک پشت در 11:32 |  لینک ثابت   • 

87/02/11

روانشناسی شخصیت

نگاه اجمالی

«شخصیت» یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب رفتار (Behavior) ، افکار (Thoughts) ، انگیزش (Motivation) ، هیجان (Emotion) و … استنباط می‌شود. شخصیت باعث تفاوت (Difference) کل افراد (انسانها) از همدیگر می‌شود. اما این تفاوتها فقط در بعضی «ویژگیها و خصوصیات» است. به عبارت دیگر افراد در خیلی از ویژگیهای شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را می‌توان از این جهت که «چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟» و از جهت این که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» مورد مطالعه قرار داد.

از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده است ولی از زمانهای قدیم برای شناخت آن کوششهای فراوانی شده است که برخی از آنها «غیرعملی» ، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاهها به تفاوت در«تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط می‌شود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونه‌های شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش می‌دهد. در حالی که برخی تجربه‌ها بین همه فرهنگها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.

شخصیت از دیدگاه مردم

واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر می‌شود مثلا وقتی گفته نمی‌شود «او با شخصیت است» یعنی «او» فردی با ویژگیهایی است که می‌تواند افراد دیگر را با «کارآیی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درسهایی که با عنوان «پرورش شخصیت» تبلیغ و دایر می‌شود، سعی بر این است که به افراد مهارتهای اجتماعی بخصوصی یاد داده ، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند با آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند همچنین در برابر این کلمه ، کلمه «بی‌شخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگیهای منفی» است که البته به هم دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما در جهت منفی.

در اجتماع گاهی به جای این کلمات از مترادف آنها «شخصیت خوب یا بد» صحبت می‌شود که هر یک ویژگیهایی را می‌رسانند و گاهی از کلمه شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی افراد استفاده می‌شود مثلا وقتی گفته می‌شود«او پرخاشگر است» یعنی ویژگی و خصوصیت غالب «او» پرخاشگری است. در کنار این موضوعات گاهی کلمه شخصیت جهت «احترام» به چهره‌های مشهور و صاحب صلاحیت «علمی ، اخلاقی یا سیاسی» بکار می‌رود نظیر «شخصیت سیاسی ، شخصیت مذهبی و شخصیت هنری و …».

شخصیت از دیدگاه روانشناسی

دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاههای «مردم و جامعه» است در روانشناسی افراد به گروههای «با شخصیت و بی‌شخصیت» یا«شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمی‌شوند؛ بلکه از نظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به صورت «علمی» مورد مطالعه قرار گیرد این دیدگاه به«شخصیت و انسان» باعث پیدایش نظریه‌های متعددی از جمله : «نظریه روانکاوی کلاسیک (Classical Psychoanaly Theory) ، نظریه روانکاوی نوین (Neopsychoanalytic Theory) ، نظریه انسان گرایی (Humanistis Theory) ، نظریه شناختی (Cognitive Theory) ، نظریه یادگیری اجتماعی (Social-learning Theory) و … » در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است.

ماهیت شخصیت و انسان

یکی از جنبه‌های با اهمیت در «روانشناسی شخصیت» که در «نظریه‌های شخصیت» منعکس شده است برداشت یا تصوری است که از ماهیت «انسان و شخصیت او» ارائه شده است (یا می‌شود). این سوالها با ویژگی اصلی انسان ارتباط می‌کنند و همه مردم (شاعر ، هنرمند ، فیلسوف ، تاجر ، فروشنده و …) همواره به روش به این سوالها پاسخ می‌دهند؛ بطوری که می‌توانیم بازتاب همه جانبه آنها را در «کتابها ، تابلوهای نقاشی ، و در رفتار و گفتارشان» ببینیم و روانشناسی شخصیت و نظریه پردازان این حوزه نیز از آن مستثنی نیستند. این موضوعات را می‌توان در جدول زیر خلاصه کرد.


اراده آزاد یا جبرگرایی؟ آیا انسان آگاهانه اعمال خود را جهت می دهد یا بوسیله نیروهای دیگری کنترل می‌شود؟
وراثت یا محیط؟ آیا انسان بیشتر تحت تأثیر وراثت است یا تحت تأثیر محیط؟
گذشته یا حال؟ آیا شخصیت انسان وقایع و اتفاقات اوائل زندگی شکل می‌گیرد یا اینکه تحت تأثیر تجربه‌های دوران بزرگسالی قرار دارد؟
بی‌همتایی یا جهان شمولی؟ آیا شخصیت هر انسان بی‌همتاست یا اینکه شخصیت دارای الگوهای کلی خاصی است که با شخصیت بسیاری از افراد انطباق دارد؟
تعادل جویی یا رشد؟ آیا انسان فقط برای حفظ تعادل و توازن رفتاری را انجام می‌دهد یا او بخاطر میل به رشد و تکامل رفتار را انجام می‌دهد؟
خوش بینی یا بد بینی؟ آیا انسان اساسا موجودی خوب است یا بد؟

نقش وراثت زیستی در رشد شخصیت

وراثت به منزله مواد خام شخصیت است. این مواد به اشکال مختلف شکل می‌پذیرند. بعضی از همانندیهای موجود در شخصیت و فرهنگ انسان ناشی از وراثت است، مثلا هر گروه انسانی ، مجموعه نیازها و قابلیتهای زیستی مشترک و یکسانی به ارث می‌برد. این نیازها ، شامل اکسیژن ، غذا ، آب ، استراحت ، فعالیت ، خواب ، پرهیز از شرایط هولناک و اجتناب از درد و نظایر آن است.

اهمیت محیط طبیعی در رشد شخصیت

محیط طبیعی نیز بر شخصیت تأثیر می‌گذارد، زیرا افراد تا حد وسیعی سطح کارآیی خود را که برای حفظ حیاتش ضروری است، از محیط می‌گیرد واقعیت امر این است که در هر محیط طبیعی ، انواع مختلف شخصیت و فرهنگ ، و در محیطهای طبیعی کاملاً متفاوت ، فرهنگهای مشابهی ملاحظه می‌شوند.

رابطه فرهنگ و شخصیت

بعضی از تجربه‌های فرهنگی بین همه افراد انسانی مشترک است. از تجربه‌های اجتماعی مشترک بین اعضای یک جامعه معین ، یک صورت بندی ویژه شخصیتی پدید می‌آید که شاخص و معرف شخصیت بیشتر اعضای آن جامعه است و اصطلاحا شخصیت نمایی (Modal Personality) یا شخصیت اساسی (Basic Personality) یا رفتار اجتماعی (خوی اجتماعی) (Social Character) خوانده می‌شود. این مفاهیم به ویژگیهای فرهنگی مشترکی که همه اعضای یک جامعه در آنها سهیم‌اند، اشاره می‌کنند.

نقش تجربه گروهی در رشد شخصیت افراد

کودک نوزاد به صورت یک ارگانیسم به دنیا می‌آید. با اخذ و کسب مجموعه‌ای از نگرشها و ارزشها ، تمایلات و بیزاریها ، هدفها و مقاصد ، و یک مفهوم عمیق و ناپایدار از اینکه چه نوع شخصی است، به تدریج یک موجود انسانی مبدل می‌شود. همه این ویژگیها را از طریق فراگرد اجتماعی شدن بدست می‌آورد. این فراگرد ، یادگیری او را از حالت حیوانی به شخصیت انسانی تغییر می‌دهد. به عبارت دقیق‌تر ، هر فرد از طریق فراگرد اجتماعی شدن ، هنجارهای گروههای خود را می‌آموزد تا اینکه یک خود مشخص که او را بی‌همتا می‌سازد، پدید می‌آید. شاید بتوان گفت که تشکل تصور خود ، مهمترین فراگرد در رشد شخصیت به شمار می‌رود.

اهمیت تجارب شخصی در رشد شخصیت

چرا کودکانی که در یک خانواده پرورش می‌یابند، حتی اگر تجربه‌های یکسانی هم داشته باشند، با یکدیگر متفاوت‌اند؟ نکته مهم این است که آنان تجربه‌های یکسانی نداشته ، بلکه در معرض تجربه‌های اجتماعی از برخی جهات مشابه و از برخی جهات نامشابه قرار گرفته‌اند. تجربه هرکس بی‌همتاست. بدین معنا که هیچ کس دیگر بطور کامل ، نظیر آن تجربه را ندارد. یادداشت دقیق تجربه‌های روزانه کودکان یک خانواده می‌تواند گوناگونی تجربه‌های آنان را به خوبی آشکار سازد. هر کودک اولاً ، وراثت زیستی بی‌همتایی دارد که کسی دیگر عینا نظیر آن را ندارد، ثانیاً ، از مجموعه بی‌همتای تجربه‌های زندگی برخوردار است که باز ، کسی دیگر ، عینا از آن برخوردار نیست.
نوشته شده توسط لاک پشت در 11:21 |  لینک ثابت   • 

87/02/11

روان شناسی بالینی

مقدمه

روان‌شناسی بالینی شاخه‌ای از علم روانشناسی است که به بحث در زمینه اختلالات روانی و تشخیص آنها و درمان می‌پردازد. از عمر روان‌شناسی به شکل علمی و منظم فقط حدود یک قرن می‌گذرد. ولی رشد آن در چند سال اخیر اعجاب آور بوده است. این رشته هم مانند علوم دیگر فرمان با ازدیاد روزافزون دانش رشته‌های تخصصی بوجود آمد و امروزه در امریکا حدود 30 - 20 بخش دارد و هر بخش علاقه و مهارت خاصی را عرضه می‌کند. ولی در 20 سال اخیر هیچ یک از رشته‌های روان شناسی به اندازه روان‌شناسی بالینی پیشرفت نکرده است و تعداد افرادی که در این بخش تحقیق می‌کنند از رشته‌های دیگر روان‌شناسی به مراتب بیشترند.

روان‌شناسی بالینی در گذشته

تکامل روان‌شناسی بالینی به سبب تاثیر عوامل متعدد صورت گرفت که بعضی از آنها خارج از حیطه روان‌شناسی بود. برای مثال پیشرفتهای حاصله در بیولوژی ، فلسفه ، سیاست و امثال آن نیز در تشکیل تاریخچه روان‌شناسی درمانی موثر بوده است. از عمر روان‌شناسی بالینی به عنوان یک رشته تخصصی و مستقل حدود 90 سال می‌گذرد تاریخ آن با تکامل روان‌شناسی مرضی آمیخته است و گذشته آن به زمان انسان اولیه می‌رسد. بشر اولیه امراض روانی پدیده‌ای ماورءالطبیعه می‌دانست.

روشهای درمان اینگونه بیماران که تصور می‌شد دچار جن زدگی و ارواح خبیثه شده باشند عبارت بود از سوراخ کردن جمجمه به منظور آزاد کردن روح پلید و به زنجیر بستن، تنبیه جسمی و سوزاندن و انواع شکنجه‌های دیگر. در اواخر قرن هجده در فرانسه پزشکی به نام فیلیپ پنیل رئیس بزرگترین بیمارستان روانی فرانسه شد. او با اصلاحات نوع دوستانه به درمان روانی کمک کرد. در قرن نوزدهم مسمزیسم بوجود آمد. مسمز فردی بود که با استفاده از هیپنوتیزم به درمان بیماران روانی پرداخت.

عوامل موثر در پیدایش روان‌شناسی بالینی

پیدایش و تکامل روان‌شناسی بالینی پیشرفت در ماهیت هوش و اندازه گیری آن ، تفاوتهای فردی ، روان شناسی کودک نیز نقش داشته‌اند. حد فاصل میان روان‌شناسی بالینی و روان‌شناسی کودک از بعضی جهات بسیار نامشخص است. زیرا روان شناسی بالینی در اصل به سبب علاقه به مسائل کودکان عقب افتاده بوجود آمد. پیدایش ابزارها و آزمونهای روانی نیز در تکامل روان شناسی بالینی نقش اساسی داشته‌اند.

روان شناسی بالینی در ایران

در جریان تاریخ نود ساله روان شناسی بالینی در دنیا ، ایران تاریخچه سی ساله‌ای دارد. اولین درس در این رشته از روان شناسی در سال 1344 شمسی در گروه روانشناسی دانشگاه تهران تدریس شد و اولین کتاب در این زمینه به نام روان شناسی بالینی تالیف سعید شاملو در سال 1345 شمسی از طرف دانشگاه تهران منتشر شد. نخستین کلینیک روان شناسی در سال 1346 و در دانشگاه تهان تحت عنوان مرکز مشاوره و راهنمایی ایجاد شد.

در این مرکز برای اولین بار کار سیستمی مرکب از یک روان شناس بالینی که سرپرست مرکز نیز بود، یک روانپزشک و یک مددکار اجتماعی به بررسی مسائل روانی دانشجویان پرداختند و با همکاری هم در تشخیص و درمان نابهنجاریهای رفتاری آنها اهتمام ورزیدند. رشته روان شناسی بالینی عمدتا در اوئل دهه سال 1350شمسی زمانی رسمیت یافت که در گروه روانپزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران واقع در بیمارستان روزبه برنامه‌ای به نام فوق لیسانس روان شناسی بالینی ایجاد شد.

ویژگیهای روان شناسی بالینی

وظایف روان شناسی بالینی متنوع و مختلف است و به موسسه‌ای که روان شناسی در آن کار می‌کند و همچنین به نوع تحصیلات و تعلیمات عملی که داشته است بستگی دارد. برای مثال وظایف روان شناسی بالینی در بیمارستان روانی ممکن است منحصر به تشخیص بیماری از طریق تست باشد یا به روان درمانی بپردازد یا مشغول تحقیقات شود و یا تعلیم عده ای را به عهده بگیرد. روان شناس بالینی ممکن است در مدارس ، مراکز مشاوره کودکان ، زندانها ، بیمارستانها ، دانشگاهها ، پرورشگاهها ، کودکستانها ، وزارت کار ، کارخانه‌ها و انواع دیگر موسسات انجام وظیفه کند.

انواع روان شناسی بالینی

چهار نوع روان شناسی بالینی وجود دارد: دسته‌ای که برای درمان بیماری با روانپزشکان و روانکاوان اشتراک مساعی می‌کنند و بیشتر به کشف ماهیت بیماری و طرز معالجه یک فرد خاص توجه می‌کنند. دسته بعد روان شناسانی که وقت خود را بطور عمده صرف اندازه گیری خصوصیات افراد بوسیله تستهای روان شناسی می‌کنند. دسته دیگر فعالیتهای دسته اول و دوم را بطور مساوی انجام می‌دهند یعنی هم به تشخیص و هم به درمان می‌پردازند.

دسته آخر روان شناسانی هستند که به تحقیق و آزمایش خصوصیات بیماران روانی علاقه دارند و از طریق تجربی برای کشف علل ، علائم و طرق درمان می‌کوشند. روان شناسان معتقدند که آگاهی از تمام این روشها برای آماده ساختن روان شناسی بالینی ضروری است و روان شناسی بدون آشنایی با آنها نمی‌تواند به نحو موثری انجام وظیفه نماید.

تشخیص در روان شناسی بالینی

روان شناسان بالینی از روشهای مختلف برای تشخیص اختلالات استفاده می‌کنند. از جمله این روشها مشاهده رفتار بیمار ، مصاحبه کلینیکی ، آزمونهای روانی ، بررسی تاریخچه فردی و ... است.

درمان در روان شناسی بالینی

روشهای مختلف درمانی در روان شناسی بالینی وجود دارد که روان شناسانی با توجه به رویکرد نظری که در روان شناسی دارند یکی از آنها بکار می‌برند. مثل شناخت درمانی ، رفتار درمانی ، روانکاوی و ... برخی از روان شناسان بالینی دیدگاه التقاطی دارند و از تمام شیوه‌های درمانی بهره می‌برند.
نوشته شده توسط لاک پشت در 11:16 |  لینک ثابت   • 

87/02/11

از پیری چه می دانید؟


img/daneshnameh_up/e/eb/1000275.jpg

مقدمه

آنچه به ظاهر گذشت عمر و سالمندی را نشان می‌دهد شکل ظاهری انسان است، بدن انسان که به مرور پوست سر و صورت و دستها خشک می‌گردد و چین و چروک‌هایی در آن پیدا می‌شود که رفته رفته رو به تزاید می‌گذارد. طراوت معمولی پوست که به علت وجود یک طبقه چربی زیر پوستی است از میان می‌رود و پوست شفافیت خود را از دست می‌دهد و در اثر ضعف جریان خون رنگ پریدگی پیدا می‌شود. موهای سر و صورت رنگ معمولی خود را از دست می‌دهد و سفید می‌شود. در اثر اختلال جذب مواد معدنی و به خصوص کلسیم، استخوان‌ها رو به تحلیل می‌روند و قد خمیده و کوتاه‌تر می‌گردد. اختلال جریان خون و کاهش ترشح برخی غده‌های مترشح داخلی و کاهش آنزیم‌های مختلف که در هضم و جذب و سوخت و ساز بدن نقش مهمی دارند پیش می‌آید و روند تباهی رو به پیشرفت و گسترش می‌گذارد.

تعاریف سالمندی

برای تعیین سن سه ضابطه وجود دارد:

  • سن زمانی یا سن تقویمی که سن افراد را از بدو تولد تا زمان حال می‌سنجند و همان سن شناسنامه است.
  • سن فیزیولژیک که بر پایه دگرگونیهای فیزیولژیک و تحولات ناشی از بیماری‌های مختلف استوار است. چه بسیار افراد کم‌سال که از نظر سن فیزیولژیک سالمند هستند “ یعنی فرسوده‌تر از سن تقویمی خود هستند “ و چه بسا افراد مسن که از نیروی جوانی برخوردارند.
  • سن روانی که بر اساس حالات عاطفی و هیجانی و نیروی روانی سنجیده می‌شود و معمولا با سن فیزیولژیک تطابق دارد.

سازمان جهانی تندرستی دوران مختلف زندگی را پس از گذشتن از سن بلوغ بر اساس سن تقویمی چنین طبقه‌بندی کرده است: از 35 سالگی تا 59 سالگی میان‌سالی، از 60 سالگی تا 74 سالگی مسنی، از 75 سالگی تا 90 سالگی پیری و از 90 سالگی به بالا خیلی پیر.

نظریات توصیفی دوران سالمندی

در تعریف و شرح مشخصات فیزیولژیک دوره سالمندی دانشمندان نظریات گوناگونی ارائه داده‌اند:

  • مچنیکوف می‌گوید: سالمندی عبارت است از عوارض عفونی مزمنی که با ناتوانی و استحاله “ ناتوانی در ترمیم عناصر از دست رفته “ و افزایش بیگانه خوارها همراه است.
  • استرهلر می‌گوید: سالمندی دگرگونیهای تدریجی در ساخت و ترکیب موجود زنده است و دارای این ویژگی است که تغییرات گسترده و درونی است و گرایش به پیشرفت دارد و بالاخره به‌سوی فساد و اضمحلال پیش می‌رود.

  • آشوف با مطالعه و کالبدگشایی 400 مورد افراد بالاتر از 65 سال در سال 1937 میلادی اعلام کرد “ مرگ طبیعی وجود ندارد “ و کالبدگشایی‌ها نشان داده‌اند که علت مرگ بیماری بوده است و نه پیری.

  • بر خلاف آشوف، وارتین می‌گوید: مرگ و میر افراد مسن به‌علت کهولت است. اخیرا نظریات مختلف دیگری نیز مطرح شده‌اند از جمله تغییرات رشته‌های کلاژن بافت همبند، نظریه تغییرات مولکولی در ساختمان سلول‌ها و بالاخره نظریه وراثت که می‌گوید یکی از مهم‌ترین علل تاخیر یا تسریع علایم پیری وراثت است.

img/daneshnameh_up/d/d5/1000276.jpg

نشانه‌های پیری

با اینکه در 70 درصد افراد مسن تصلب ‌شرائین “ آترواسکلروز “ یا فشار خون وجود دارد امروزه ثابت شده است که آترواسکلروز تنها در اثر بالا رفتن سن به‌وجود نمی‌آید و عوامل دیگری از قبیل بهداشت محیط و مسائل بوم‌شناختی (اکولوژیک)، کمی تحرک و ترس و وحشت و هیجانات و مصرف برخی مواد غذایی مانند چربی‌ها و قهوه در به وجود آمدن آن از اهمیت خاصی برخوردارند. بیماری‌های دوران پیری از سن 60 و 65 سالگی رفته رفته خودنمایی می‌کنند. عوارض عروقی و قلبی در سنین بالای زندگی شایعتر هستند و سکته مغزی و قلبی به‌علت گرفتگی عروق انتهایی در قلب و مغز گرچه در جوانان نیز دیده می‌شود ولی در سالمندان بیشتر است. بیماری‌های استخوانی و مفصلی بخصوص پوکی استخوانی (اوستئوپوروز) به علت کم شدن قدرت جذب کلسیم و ویتامین D پیش می‌آید و در کنار آن بیماری‌های مفصلی نظیر آرتریت روماتوئید، نرم‌استخوانی و تغییرات استخوانی مهره‌های گردن که به علت فشار بر شبکه عصب بازویی ایجاد دردهای مبهم در دست‌ها می‌کند زیاد دیده می‌شود.

در 90 درصد سالمندان بیماریهای دستگاه تنفسی بخصوص پارگی حبابچه‌های ششی (آمفیزم) و برونشیت مزمن دیده می‌شود. این عوارض از یکسو به علت تقلیل جذب اکسیژن موجب تنگی نفس می‌شود و از سوی دیگر خود موجب کاهش جذب اکسیژن می‌شود و نارساییهای قلبی را شدت می‌بخشد. همچنین کلیه‌ها، کبد و لوله گوارش در سالمندان دستخوش تغییراتی می‌شوند که مراقبت‌های خاصی ایجاب می‌کنند. از میان بیماری‌های غده‌های مترشح داخلی، بیماری‌ قند “ دیابت “ به‌خصوص نزد سالمندان پرخور و الکلی‌های مسن به‌میزان در حدود 15 درصد شیوع دارد. علت این بیماری خرابی جزایر لانگرهانس لوزالمعده است. بیماری‌های بدخیم و سرطان‌ها در دوران سالمندی بیش از سایر دوران‌های زندگی دیده می‌شوند.

اختلالات حواس پنج‌گانه و سلسله اعصاب مرکزی موجب کاهش سرعت انتقال و عدم بروز به‌موقع بازتاب‌ها و در نتیجه افزایش سوانح در پیران می‌شود. قدرت تطابق عدسی چشم به مرور تقلیل پیدا می‌کند که سبب پیرچشمی و ضعف دید چشم می‌گردد. گوش‌ها رفته رفته سنگین می‌شود و صداها به‌خوبی شنیده نمی‌شوند. حس لامسه و چشایی و بویایی کمتر آسیب می‌بیند ولی ضعف قدرت بینایی و شنوایی درک مسائل روزمره را دچار اشکال ساخته لذا رابطه شخص مسن با جامعه مختل می‌شود. آرتریواسکلروز عروق مغزی سبب می‌شود که حافظه شخص مسن مختل شود. ابتدا قدرت حافظه نزدیک کاهش می‌یابد و شخص از بخاطر سپردن آنچه با آن برخورد می‌کند عاجز می‌ماند بعدها حافظه دور نیز کاستی می‌یابد و بعضی خاطرات گذشته فراموش می‌شود و شخص قدرت به‌خاطر آوردن قسمت‌هایی از خاطرات گذشته را از دست می‌دهد. گاهی شخص سالمند نسبت به افراد یا مناظر ناشناخته احساس آشنایی می‌کند.

در بعضی از موارد در افراد سالمند نوعی جنون که آن را جنون پیری می‌نامند پیش می‌آید. این بیماران زودرنج، حساس، تحریک‌پذیر و گاهی بی‌تفاوت‌اند. حس حسادت و محرومیت شدید داشته و دچار بی‌قراری، بی‌خوابی و کمبود درک می‌شوند. حالت افسردگی در چهره آنان نمایان‌ است. بالاخره ممکن است زوال عقل و حالات پرخاشگرانه جنون و دیوانگی در آن‌ها پیدا شود. در بعضی سالمندان بحران‌های تیرگی شعور و هذیان ظاهر می‌شود و منگی ناگهانی، احساس تنهایی روانی و هذیان و توهم پیش می‌آید.

در میان این عوارض افسردگی ناشی از بازنشستگی و احساس پوچی شخص سالمند را زیر فشار روانی قرار می‌دهد که باید با فراهم کردن فعالیت‌های اجتماعی آنها را برطرف ساخت. لازم به تذکر است که برخلاف این گروه افراد سالخورده دیگری را می‌توان یافت که با وجود ابتلا به ناتوانیهای جسمی بهترین آثار علمی و ادبی خود را در دوران پیری و حتی در آخرین روزهای حیات تهیه و تنظیم کرده و تجربیات ذی‌قیمت خویش را به نسل بعد تقدیم داشته‌اند. از آن جمله می‌توان ویکتور هوگو، گوته، جوزپه وردی و بسیاری از دانشمندان و نویسندگان بزرگ را نام برد.

img/daneshnameh_up/5/5e/1000277.jpg


پیری زودرس

اگر علایم و عوارض دوران سالمندی قبل از سن 60 سالگی ظاهر شود آن را پیری زودرس نامند. عوامل مختلفی در سرعت روند پیری دخالت دارند مانند مسائل اجتماعی شامل فشارهای اقتصادی، مشکلات زندگی، قحطی، قتل و غارت، جنگ و خشونت، اختلافات طبقاتی و نژادی، وجود بی‌عدالتی در اجتماع و بالاخره نبودن تامین آینده. گاه علت پیری زودرس به بهداشت شخصی مربوط می‌شود که از آن جمله می‌توان فقر و گرسنگی، غنا و پرخوری، شب زنده‌داری، اعتیاد به مواد مخدر و دخانیات و مسکرات، غم و غصه، عیاشی و ولگردی، بی‌کاری و نگرانی از آینده و غیره ... را نام برد. در این میان فعالیتهای مغزی بیش از حد بخصوص اگر با نگرانی همراه باشد خیلی زود شخص را به عوارض پیری دچار خواهد ساخت.

راههای پیشگیری از پیری زودرس

برای جلوگیری از بروز پیری زودرس دانشمندان پیشنهادهای متعددی ارائه کرده‌اند از آن جمله می‌توان پیوند بیضه حیوانات برای برخورداری از هورمون‌های مردانه، تزریق عصاره جفت، سرم (سروم) مگوهولتز، ‌تزریق عصاره بافتهای جنینی، تزریق مایع مشیمه (مایعی که درون کیسه‌ای به ‌همین نام قرار دارد و جنین در آن غوطه‌ور است) و همچنین تزریق عصاره قلب، کلیه و طحال افراد سالمی که در تصادف کشته شده‌اند و غیره را نام برد. البته هیچ‌یک از تمهیدات فوق نتوانسته است اثرات مطلوب قابل توجهی به‌بار آورد ولی بکار بستن دستورهای زیر اثرات مطلوبی برای به تاخیر انداختن علایم پیری و عوارض دوره سالمندی دارد مشروط بر اینکه همیشه رعایت شود.

چناچه این اصول از دوران کودکی مورد نظر قرار گرفته و عمل شود اثرات بسیار نیکویی در دوران سالمندی خواهد داشت.

1. مصرف مقدار مناسب کالری برای تولید انرژی لازم با مراعات کم‌خوری و در عین حال جلوگیری از گرسنگی و بخصوص جلوگیری از تشنگی.
2. ننوشیدن فراورده‌های الکلی.
3. خودداری از مصرف توتون، تنباکو و سیگار، چپق یا پیپ و حتی قلیان.
4. خودداری از مصرف مواد مخدر و خواب‌آورها و محرک‌ها.
5. خودداری از مصرف قهوه و کاکائو زیرا این مواد موجب بالا رفتن چربی‌های خون می‌شوند همچنین مصرف هرچه کمتر مواد چربی بخصوص چربی‌هایی که در حرارت معمولی جامد هستند. مصرف متعادل چربی‌های مایع مانند روغن زیتون و روغنهای گیاهی دیگر که در حرارت معمولی مایع هستند به مقدار پانزده گرم در روز مفید است و چون حاوی ویتامین‌های محلول در روغن می‌باشد برای انجام بعضی از فعل و انفعالات بدن مثل انعقاد خون، جذب کلسیم و . . . ضرورت دارند. باید یاد‌آور شد که مصرف روغنهای معدنی نظیر پارافین مایع زیان‌بخش است.
6. امساک در مصرف مواد قندی بخصوص قند سفید (ساکاروز)
7. بطور متوسط 8 ساعت خواب در شبانه‌روز.
8. رعایت تعادل بین کار جسمی و فعالیت روانی.
9. استفاده از ویتامین‌ها از ابتدای تولد در دوران رشد و میان‌سالی و سالمندی.
10. استفاده از املاح منیزیوم چرا که منیزیوم در تولید بعضی از آنزیم‌های حیاتی که در دوران پیری دچار کاهش می‌شوند و در سوخت و ساز تولید انرژی اهمیت بسزایی دارند بسیار موثر است.
11. فراهم کردن امکانات آرامش روانی.

مسائل درمانی سالمندان

با آنچه گذشت فعالیت دستگاه‌های مختلف بدن سالمندان با جوانان و میان‌سالان تفاوت‌هایی دارد که بدون توجه به اصول یاد شده در درمان آن‌ها موفقیتی بدست نمی‌آید. این تفاوت‌ها ممکن است مربوط به نارسایی جریان خون، اختلال در ترشح ادرار و دفع کلیوی، اختلالات سوخت و ساز (مثلا کم شدن فعالیت آنزیم‌های حیاتی که برای سوخت و ساز بدن لازم‌اند) و یا به علت رفع نشدن به موقع یا تاخیر در دفع دارو از راه ادرار باشد که سبب پیدایش سریع عوارض جانبی دارو و موجب مسمومیت و واکنش‌های نامطلوب می‌شود. بیماران مسن بعلت ابتلا به اختلال‌های مختلف معمولا داروهای متعددی مصرف می‌کنند که این خود خطر ناسازگاریهای داروها را با یکدیگر به‌همراه دارد.

تشخیص عوارض جانبی داروها در افراد مسن مشکل‌تر است چرا که افراد پیر در بیشتر موارد دچار گیجی، بی‌اشتهایی، اختلالات گوارشی و لرزش و ... می‌باشند که ممکن است با عوارض دارو اشتباه شوند. از طرف دیگر به علت ضعف دید چشم مشکل می‌توانند دستورات دارویی را بخوانند و بعلت ضعف شنوایی دستورات شفاهی را هم به‌خوبی نمی‌شنوند و همچنین بعلت کمبود حافظه ممکن است دستورات را فراموش کنند و یا به درستی بکار نبندند. افراد مسن در اثر تحلیل ماهیچه‌ای و کم شدن حجم بدن باید مقدار کمتری دارو مصرف کنند، همچنین به‌سبب اختلال اعمال قلب، کبد و کلیه باید در مصرف خواب‌آورها، آرام بخش‌ها، داروهای ضد افسردگی و داروهای ضد تشنج (که بیشتر برای درمان لرزش‌ها بکار می‌روند) بسیار محتاط بود زیرا مقداری که برای جوانان مصرف می‌شود در افراد مسن ممکن است موجب مسمومیت شود.

داروهایی که برای اختلال‌های قلبی بکار می‌روند نظیر دیژیتال و کینیدین و بسیاری از داروهای قلبی دیگر در افراد مسن دارای نیمه عمر طولانی‌ترند لذا به مقدار کمتری تجویز می‌شوند. داروهای ضد انعقاد مانند آسپرین، چون ممکن است موجب خون‌روی‌های شدید شوند باید به‌مقدار کمتر و تحت کنترل دقیق آزمایشگاهی و شمارش تعداد پلاکت‌ها تجویز شوند. به‌ هر حال درمان افراد مسن باید با احتیاط بیشتری همراه باشد و بخصوص باید از مصرف خود سرانه داروها در دوران پیری خودداری شود، ضمنا پرستاری از سالمندان که خود رشته‌ای تخصصی در پرستاری است از اهمیت خاصی برخوردار است که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست.
نوشته شده توسط لاک پشت در 11:15 |  لینک ثابت   • 

86/09/05

هفت ویژگی افراد شاد


 
 

آیا تا به حال دقت کرده اید که بعضی افراد بدون توجه به مسائل و مشکلات , چقدر در سر زندگی و شاد بودن توانا هستند؟ تحقیقات نشان می دهد این حالت ذاتی یا خدادادی نیست بلکه یک مهارت است که این افرادآن رادر خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهید می توانید این مهارت را کسب کنید و زندگی خود را لبریز از شادی و نشاط سازید.
هر کسی تقدیری در زندگی دارد و این به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد یا با آن همکاری کند اما ایا این حرف به این معنی است که با قسما خود بجنگند یا با آن همکاری کند . اما ایا این حرف به این معنی است که فرد باید دراز بکشد و بگذارد زندگی روند خود را طی کند؟
مسلما نه! در عوض می تواند روشی در پیش گیرد که به بهترین وجه ممکن با مسایل مواجه شود و حداکثر تلاش خود را در این زمینه نشان دهد در ان صورت متوجه راه های جدیدی می شود و با کشف آن ها انرژی تازه ای کسب می کند . زندگی می خواهد شخص , تقدیر و سر نوشت خود را بفهمد آیا ترجیح نمی دهید به جای جنگ با زندگی کنار بیایید؟
-اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند.
-مثبت اندیشی مسلما جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید. اما منتظر از راه رسیدن احساسات نباشید. اشخاص دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند.
- اگر می خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید شخص مهربان تر و با عاطفه تر عمل کنید. اگر می خواهید منش دوستاه تری داشته باشید دوستانه تر عمل کنید.
-احساسات پس از عمل کردن از راه می رسند.
اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند.
-همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمین نمی افتند, از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی شود.
- اگر به ظرب المثل هر چه بکارید همان را درو می کنید اعتقاد دارید پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته های خود بروید. این اتخاب شماست. می توانید به همین رویه ادامه بدهید, دیگران را متهم کنید و همچنان چیزی عایدتان نشود یا می توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید.
-اشخاص شاد مشتاق تغییر هستند.
-ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است . اگر تلاش کنید که ثابت اتفاق بیفتید, در این صورت همیشه ناراحت خواهید بود
-اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته های خود موافق هستید
شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید. یا در
عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد.
همه این ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید.
-اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی دهند.
-شکست به این معنی نست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی بر دست کشیدن از هدف نیست به هدف دست نیافتن تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید و مشتاق اشتباه کردن باشید و تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار بدهد که همه تلاش های خود را از بین ببرید و درست مثل یک دونه لذت به خط پایان رسیدن را حس کنید.
-اشخاص شاد در زمان حال زندگی می کند
 

نوشته شده توسط لاک پشت در 0:36 |  لینک ثابت   • 

86/09/05

بیماران روانپزشکی ، مظلومترین بیماران جامعه



 

مدیر پژوهشی مرکز تحقیقات علوم و فناوری اصفهان گفت: بیماران روانپزشکی `مظلومترین` بیماران جامعه محسوب می‌شوند.


`غلامرضا خیرآبادی`در گفتگو با ایرنا افزود:مظلومیت این دسته بیماران ناشی از عدم درک واقعی بودن رنج آنها توسط اطرافیان است.

وی اضافه کرد: برغم واقعی بودن رنج این دسته بیماران، اطرافیان، آنها را به انگ‌هایی نظیر تنبلی و بی‌عاری متهم می‌کنند و این نوع برخوردها حتی از اصل بیماری نیز برای بیماران روانپزشکی آزاردهنده‌تر است.

دکترخیرآبادی یادآور شد: این ذهنیت حتی در سطح مدیران ، برنامه‌ریزان و سیاستگزاران نیز وجود دارد و به‌همین دلیل نیز به‌نیازهای این دسته بیماران از لحاظ تامین سرویس‌های حمایتی،اجتماعی و درمانی نظیر برخورداری از خدمات بیمه‌ای کمتر توجه می‌شود.

به‌اعتقاد این متخصص روانپزشکی،این مشکل ناشی از اختلال نگرش علمی صحیح به واقعیت بیماریهای روانپزشکی است که از صدر تا ذیل جامعه ریشه دوانده است.

وی خاطرنشان کرد: این درحالی است که آثار اقتصادی و اجتماعی بیماریهای روانپزشکی به مراتب بیش از بیماریهای جسمی، هزینه دربردارد.

دکتر خیرآبادی گفت: بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی ، بیشترین دلیل غیبت از محل کار ناشی از بیماری `افسردگی` است.

وی افزود: طبق گزارش همین سازمان در سال ‪ ۱۹۹۰‬حدود ‪ ۵۰/۸‬میلیون نفر در سراسر جهان دچار از کارافتادگی ناشی از افسردگی بودند و در همان سال ‪۲۰‬ درصد دلیل از کارافتادگی‌ها ناشی از بیماریهای روانپزشکی بوده است.

به گفته عضو هیات علمی دانشگاه و علوم پزشکی اصفهان ، ریشه شش علت اول `بار بیماریها` در زنان ‪ ۱۵‬تا ‪ ۴۴‬ساله جهان بیماریهای روانپزشکی بوده که `افسردگی` در راس آنها قرار داشته است.

`بار بیماری` به هزینه‌های اقتصادی ناشی از درمان مستقیم بیماری یا غیبت از کار اطلاق می‌شود.

مدیر پژوهشی مرکز تحقیقات علوم و فناوری اصفهان اظهار داشت:پیش بینی می شود در سال ‪ ،۲۰۲۰‬بیماری افسردگی دومین علت `سالهای از دست رفته عمر ناشی از ناتوانی` در سطح جهان باشد.

وی یادآور شد: برخلاف تصور همگان، میزان مرگ و میر مستقیم و غیرمستقیم ناشی از بیماریهای روانپزشکی بسیار بالاست.

دکتر خیرآبادی گفت: تقریبا در بیشتر نقاط دنیا درصد بالایی از مردم علائم بیماری روانپزشکی را واقعی تلقی نمی‌کنند به این گمان که این قبیل بیماران می‌توانند بدون کمک حرفه‌ای متخصصان و صرفا به‌مدد پند و توصیه دیگران، علایم بیماری خود را کنترل کنند.

وی هشدار داد:چنین نگرشی باعث می‌شود در بسیاری از موارد اقدام درمانی به موقع و مناسبی انجام نشود و این مساله سبب مزمن شدن بیماری و مشکل شدن روند درمان گردد.

وی گفت:هنوز تعداد زیادی از مردم درباره علل این بیماریها نگرش غیرعلمی دارند و اساسا` منشاء بروز بیماریهای روانپزشکی را به‌مسائلی مانند ارتکاب گناه، ضعف ایمان، ضعف شخصیت و حتی جادو و جن زدگی بیمار نسبت می‌دهند.

این متخصص روانپزشکی تصریح کرد: واقعیت علمی درباره دلایل بروز این دسته بیماریها این است که زمانی علائم بیماریهای روانپزشکی بروز می‌کند که‌در مغز بیمار تغییراتی ایجاد شود و تعادل شیمیایی مغزش برهم بخورد که علت این‌امر نیز وجود زمینه‌های ژنتیکی و استرس‌های دنیای پیرامون است.

وی افزود:برخلاف تصور عامه،بیماریهای روانپزشکی نوعی بیماریهای جسمی ناشی از اختلال در کارکرد مغز است ولی پیچیدگی فرایندهای مغزی و تعامل غامض کارکرد مغز با دنیای پیرامون باعث می‌شود که این تصور پیش آید که اختلالات روانپزشکی و رفتاری واکنش‌های غیرجسمی به محیط است.

مدیر پژوهش مرکز تحقیقات علوم و فناوری اصفهان گفت:نگرش منفی غیرعلمی به مسایل روانپزشکی در آحاد جامعه آنقدر گسترده و آسیب آفرین شده است که سازمان بهداشت جهانی، اساسی‌ترین رسالت کنونی روانشناسان ، روانپزشکان و مشاوران را` آموزش عمومی برای ایجاد نگرش علمی به پدیده‌های روانشناختی در سطح جامعه جهانی` تعیین کرده است.

دکتر خیرآبادی اظهار اطمینان کرد که در اجرای این رسالت، رسانه‌ها نقش بسیار حیاتی در برقراری ارتباط بین متخصیصن امر و لایه‌های جامعه و تصحصح نگرشهای غیرعلمی مردم نبست به واقعیت بیماریهای روانپزشکی دارند.

`مرکز تحقیقات علوم رفتاری اصفهان` قدیمی‌ترین مرکز در نوع خود در سطح کشور محسوب می‌شود.
 

نوشته شده توسط لاک پشت در 0:35 |  لینک ثابت   • 

86/09/05

سیگاری بودن والدین بر جنسیت نوزادان تأثیر می گذارد.


سیگاری بودن والدین بر جنسیت نوزادان تأثیر می گذارد.
محققان بریتانیایی موفق شدند، رابطه میان سیگاری بودن والدین و تأثیر آن بر جنسیت نوزادان را کشف کنند.
به گزارش روز پنجشنبه خبرنگار گروه علمی فرهنگی ایسکانیوز، به نقل از یونایتد اینترنشنال پرس، دانشمندان بر روی 9000 زن باردار که سیگاری بوده اند و همسرشان نیز سیگاری است به این نکته دست یافتند که فرزند آنان در اکثر موارد تحت آزمایش، دختر بوده است.

علاوه بر این، میزان سقط جنین فرزندان ذکور در والدینی که هر دوی آنان سیگاری بوده اند، 50 درصد بیشتر است. این تحقیقات از آن جهت اهمیت دارد که نشان می دهد میزان اثر گذاری نیکوتین در تخم لقاح یافته و کروموزوم ها به چه صورت است. همچنین مشخص شد، زنانی که جزء غیر سیگاری ها هستند نیز دچار سقط جنین شده و میزان تولد فرزند دختر در آنان بیشتر از سایرین است.

نوشته شده توسط لاک پشت در 0:33 |  لینک ثابت   • 

86/09/05

ده نکته حیاتی زندگی


ده نکته حیاتی زندگی

ارائه مطلب زیر تلاش برای جلوگیری از وقوع اختلافاتی است که به سبب آن امروزه راهروهای دادگاه خانواده مملو از جمعیت است. پس به امید آنکه شما را هرگز در آنجا ملاقات نکنیم توجه شما را به چند نکته انسانی که حاصل بررسی مواد حقوقی و خلاصه مسائلی است که معمولاً در دادگاه ها با آن روبرو هستیم ، جلب می کنیم.

1- اگر از گذشت ، صبر و بردباری در خود نشانی دارید به سراغ ازدواج بروید . زمانی برای شروع یک زندگی مشترک تصمیم بگیرید که از استقلال و توان کافی خود برای اداره یک خانواده جدید مطمئن هستید .

2- زمانی را برای جاری شدن صیغه عقد مطلوب بدانید که از خواست ها و نگرش های یکدیگر باخبرید و می دانید که هر دو هدفی مشترک را دنبال می کنید . برای رسیدن به این شناخت ، مدتی به یکدیگر فرصت دهید .

3- در این دنیای بزرگ هیچ دو نفری مانند هم نیستند . تفاوتهای بارز میان دو خواهر و یا دو برادر که هر دو زاده یک مادر و پدر هستند ، خود گویای این مسئله است . بنابراین مبنای تفاهم را معیارهای اصلی و اساسی برگزینید . توقف و ایستادن بر اصول فرعی یکدیگر چندان کمکی به بهبود روابط زناشویی نخواهد کرد.

4 - قبل از ازدواج به مسئله اعتیاد به طور جدی بیندیشید و از عدم اعتیاد همسرتان به هر گونه مواد مخدر ، اطمینان کامل حاصل کنید . نگذارید امید به ترک کردن و یا ترک دادن سبب شروع یک زندگی پُرمشکل شود .

5- برای داشتن زندگی خوب و توأم با آرامش ، به شیوه زندگی انتخابی خود عشق بورزید . چشم وهم چشمی ، حسادت و تجمل پرستی ، بار سنگین زندگی های امروز را از دوش هیچ زوج جوانی بر نداشته است . به راستی که کم کردن توقعات ، گنجینه ای بزرگ برای ساختن آینده یک زوج جوان است .

6- تجربه بارها و بارها ثابت کرده که زوجی موفق و سربلند هستند که در کشاکش زندگی در کنارهم ، یارهم هستند . در کنار هم در شادی ها می خندند و در سختی و رنج ها با هم به جنگ مشکلات می روند . اشتباهات یکدیگر را می بخشند و موفقیت های یکدیگر را جشن می گیرند ، براستی زن و شوهرهایی که به جای در کنار هم بودن ، مقابل یکدیگر می ایستند و زندگی می کنند ، نه زندگی ، که نبردی سخت می کنند .

7- به یاد بسپارید که گفتن کلمات محبت آمیز، ذکر محسنات یکدیگر و یادآوری اینکه همسرتان را دوست می دارید و به وجودش در کنارتان افتخار می کنید ، کلمات یا جملات مختص دوران آشنایی و اوایل ازدواج نیستند . انسانها نیاز به شنیدن مهر یکدیگر دارند ، آنچه در دل و ذهنتان می گذرد را صادقانه به زبان آورید که خود یکی از عوامل مهم در بقای زندگی زناشویی است.

8- بد نیست اگر بدانیم استفاده از تجربیات و نظریات دیگران مترادف با دخالت آنها در زندگی زناشویی ما نیست ؛ چه بهتر اگر تجربیات گذشتگانمان را سرمشق کنیم و خود کاشف شادی های دیگر باشیم .

9- اگر در برخی مسائل با یکدیگر اختلاف نظر دارید هرگز فرزندانتان را از آن مطلع نکنید . در مقابل فرزند ، پدر و مادر عنصری واحد و جدایی ناپذیرند که حرفشان و قولشان یکی است.

10- دوستی سرلوحه بهترین نوع رابطه هاست که نه در شناسنامه و نه در هیچ جای دیگر ثبت نمی شود ، اما عمیق و بی پیرایه است . بهترین والدین همانهایی هستند که با فرزندانشان دوست و رفیق اند . بهترین زوجها نیز آنانی هستند که قبل از این که به یادشان بیاید که زن و شوهر یکدیگرند ، بدانند که دوست هم هستند . رابطه صمیمانه و خالصانه توأم با درک و حفظ احترام همدیگر ، شاید یکی دیگر از عوامل مهم تضمین کننده بقای یک زندگی است.
 

نوشته شده توسط لاک پشت در 0:33 |  لینک ثابت   • 

86/09/05

چگونه به سلامت روانی خود کمک کنیم ؟

 

احساسات خود را بپذیرید
هیجان های شدید ممکن است ایجاد اضطراب کنن . خشم ، اندوه ، ترس ، احساس دست نیافتن به آرمان ها یا هدف ها همگی هیجان های ناخوشایندی هستند که ممکن است بخواهیم با انکار آنها از اضطراب در امان باشیم . گاهی برای اجتناب از احساس اضطراب ممکن است سعی کنیم که در برابر موقعیت ها برخوردی عاری از هیجان داشته باشیم . چنین برخوردی به یک نوع گسلش یا خونسردی تصنعی می انجامد که خود می تواند چیز ویرانگری باشد . گاه ممکن است بکوشیم هیجان ها و عواطف خود را فرو بنشانیم که این نیز خود سبب می شود که دیگر نتوانیم شادی ها و غم هایی را که بخشی از ارتباط های ما با سایر افراد است ، چیزهای طبیعی و بهنجار بدانیم .
در بسیاری از موقعیت ها ، بروز هیجان ها ی ناخوشایند را باید یک واکنش بهنجار به حساب آورد . هیچ علتی برای شرمگین شدن از احساس غربت یا احساس ترس به هنگام یادگیری اسکی یا ورزش مهیج دیگری ، یا احساس خشم نسبت به کسی که به عهد خود وفا نکرده ، وجود ندارد . این هیجان ها طبیعی هستند و اذعان به وجود آنها بهتر از انکار آنهاست . هنگامی که نتوان هیجانی را مستقیما ابراز داشت برای رهایی از فشار روانی حاصل بهتر است راهی برای برونریزی آن هیجان پیدا کرد . پیاده روی طولانی ، کوبیدن بر توپ ، یا در میان گذاردن مساله با یک دوست همدل می تواند خشم شما را فرو بنشاند . اگر فقط قبول کنید که احساس هیجان حق طبیعی شما است ، در آن صورت راه بر ابراز مستقیم هیجان ها بسته باشد ، حتما می توانید راه های غیر مستقیم برای ابراز آنها پیدا کنید .
 
 ببینید در چه زمینه هایی آسیب پذیرید 
 

شناختن انواع موقعیت هایی که شما را خشمگین می کنند یا واکنش تندی در شما برمی انگیزند می تواند شما را در برابر فشار روانی محافظت کند . شاید آدم ها ی معینی شما را خشمگین می کنند . می توانید از آنان اجتناب کنید یا بکوشید به روشنی بفهمید که در آنان چه چیزی هست که شما را ناراحت می کند ؛ شاید این اشخاص بسیار متعادل بنظر می رسند و به خود اعتماد دارند ، و همین در شما احساس ناایمنی ایجاد می کند . وقتی می کوشید علت ناراحتی خود را به روشنی بشناسید ، ممکن است بتوانید موقعیت یاد شده را به صورت تازه ایی ببینید . شاید در مواقعی که مجبورید در برابر همدرسان خود سخن بگویید یا مقاله ای ارائه کنید به شدت مضطرب می شوید . در این حال نیز ، یا می توانید از این گونه موقعیت ها اجتناب کنید یا این که در یک کلاس تمرین سخنرانی شرکت کنید و از این راه بر اعتماد به نفس خود بیفزایید . به جز اینها ، می توانید با دید دیگری به موقعیت نگاه کنید : به جای این فکر که ` همه منتظرند دهان باز کنم تا از من ایراد بگیرند ` می توان به خود گفت ` همدرسانم به موضوع صحبت من علاقه مندند و نباید نگران باشم که ممکن است چند اشتباه از من سر بزند . `
بسیاری از مردم به ویژه وقتی احساس اضطراب می کنند که با فشار کار روبه رو باشتند . با برنامه ریزی و فاصله گذاری دقیق بین کارها و کوشش های خود می توانید از احساس درماندگی در دقایق آخر کار جلوگیری کنید . هر گاه برای رسیدن به کلاس ها یا سر قرارها عمدا وقت بیشتری اختصاص دهید - بیشتر از آن چه لازم می دانید - در این صورت یکی از علل فشار روانی خود را از بین برده اید .
 

 استعدادها و رغبت های خود را بپرورانید 
 

کسانی که بی حوصله و ناخشنودند ، بندرت رغبت های فراوانی دارند . امروزه در برنامه های امکانات فراوانی وجود دارد تا فرد بتواند استعدادهای خود را در بسیاری از زمینه ها مانند ورزش و مهارت های جسمانی ، علایق تحصیلی ، موسیقی ، هنر ، نمایش ، و انواع پیشه ها بیازماید . غالبا هر چه در باره یک موضوع بیشتر چیز بدانید آن موضوع و همراه با آن زندگی گیرایی بیشتری برای شما پیدا می کند . علاوه بر این ، احساس شایستگی ناشی از دست یافتن به مهارت ها نقش بسیار عمده ای در بالا بردن عزت نفس دارد .

 
با دیگران روابط صمیمانه برقرار کنید 
 

هسته اصلی بیشتر اختلالهای عاطفی ، احساس انزوا و تنهایی است . ما آدمیان ` موجودات اجتماعیی ` هستیم و به پشتیبانی ، آرامش و اطمینان خاطری که از جانب دیگران فراهم می شود نیاز داریم . هرگاه همه توجه خود را فقط به مشکلات خودتان معطوف کنید در این صورت ممکن است گرفتار یک دل مشغولی ناسالم درباره خود شوید . از راه در میان نهادن نگرانی های خود با دیگران غالبا می توانید مشکلات خود را روشن تر ببینید . علاوه بر این ، توجه و علاقه به رفاه و خشنودی مردمان دیگر ی که تنها و درگیر مشکلات هستند ، می تواند بر احساس ارزشمندی شما بیفزاید .
 
به موقع از دیگران کمک بخواهید 
 

گرچه ممکن است این پیشنهاد ها بر سلامت عاطفی شما بیفزاید ، اما توجه داشته باشید که در راه خودشناسی و خودیاری محدودیت هایی هم وجود دارد . برخی مشکلات را به تنهایی نمی توان حل کرد . به جز این ، گرایش به خود فریبی نیز ممکن است سبب شود که ما نتوانیم مشکل خود را به صورت عینی ببینیم و چه بسا که ما با همه راه حلهای احتمالی یک مشکل آشنا نباشیم .
وقتی احساس می کنید که در کار حل و فصل یک مشکل پیشرفتی نداشته اید ، موقع آن فرا رسیده که در صدد یاری خواهی از متخصصانی مانند روان شناس ، مشاور و... آموزش دیده دیگری برآیید . میل به کمک خواستن از دیگران خود نمودار پختگی عاطفی شخص است نه نشانه ضعف او . نباید چندان دست نگهداشت تا احساس درماندگی دست دهد . معمولا آنقدر صبر نمی کنید تا داندانهایتان لق شود و بعد به دندانپزشک مراجعه کنید . همین طور هم بهره گیری از خدمات روان شناختی باید مانند مراجعه به دندانپزشک به صورت یک عادت درآید .
 
 آمادگی لازم برای مقابله با فشار روانی 
 

در کار مقابله با فشار روانی مردم توانایی های شخصی خود را به منظور چیره شدن بر مشکل ، کنار گذاشتن مانع ، پاسخگویی به سوال ، یا حل و فصل مطلبی پیچیده بکار می گیرند . مقابله کنندگان موفق نه فقط روش اجرای کارها را در موقعیت های عادی بلکه چگونگی حل و فصل موقعیت هایی را می دانند که پاسخ سنجیده آماده ایی برای آنها ندارند . کسانی که عموما مقابله کنندگان موفقی هستند سلسله توانایی های شخصی دارند که شامل توانایی های زیر می شود :
* جستجوی اطلاعات مرتبط با مشکل
* همنوایی با دیگران و دریافت حمایت بهنگام نیاز
* بررسی دوباره وضعیت طوری که آن را بیشتر قابل حل کند
* در نظر گرفتن شقوق مختلف و آزمودن نتایج هر یک
* استفاده از شوخ طبعی برای کم کردن فشار روانی موقعیت
بنابر این ، یکی از راه های حفظ سلامت روان در موقعیت های فشار زا عمل کردن به موارد فوف می باشد .

 
 شادکامی خود را افزایش بدهید 
 

از سال های دور تاکنون دو گروه از روان شناسان بر اهمیت نقش طبیعت در ایجاد احساس شادکامی و مسرت افراد تاکید کرده اند ؛ روان شناسان مثبت گرا و روان شناسان محیط گرا . گروه دوم می گویند : محیط اطراف آدمی بر سلامت روان او تاثیر می گذارد و از همین روست که در تمرینات و فنون تن آرامی و در بعضی از انواع مراقبه های نوین ، همواره افراد را به تصور صحنه های زیبای طبیعت که می تواند احساس خوبی در آنان ایجاد کند ، دعوت می کنند . همچنین روان شناسان مثبت گرا ، انس با طبیعت را در شادکامی و نشاط مردم موثر می دانند . این متخصصان می گویند که احساسات مثبت با زندگی در محیط طبیعی ارتباط دارد . برای مثال کسانی که در فضاهای سرسبز ، محیط های دارای آب یا مکان هایی با چشم انداز گسترده زندگی می کنند ، احساسات مثبت تری دارند تا آنانی که در مکان های ساختگی و مصنوعی به سر می برند . روان شناسان مثبت گرا معتقدند که آب و هوای خول ، خلق و خوی مثبت را القا می کند . به همین علت است که می توان گفت طبیعت منبع بزرگ شادکامی است . همه می دانیم که حیات آدمی به طبیعت وابسته است ؛ همچنین پژوهش های متعددی نشان داده اند که طبیعت در کاهش اضطراب و تنش ، رفع خستگی ، خمودگی ، افسردگی ، و ملال و در یک کلام در ایجاد مسرت و شادمانی در انسان نیز نقش مهمی بر عهده دارد . بنابر این برای افزایش شادکامی خودتان به موارد زیر عمل نمایید :
- در طبیعت قدم بزنید ؛
- به رنگ ها ، شکل ها و زمینه های موجود در طبیعت دقت کنید ؛
- اگر در شهر زندگی می کنید و فرصت رفتن به طبیعت بیرون از شهر را ندارید ، حداقل به پارک بروید؛
- در صورت امکان در خانه برای خود گلدانی گل یا باغچه ای ترتیب بدهید؛
- کارهای هنری مربوط به طبیعت مثل تابلوهای نقاشی یا کارهای دستی را که با محصولات طبیعی درست شده اند ، در خانه و به عنوان دکوراسیون اطاق ها و محل سکونت خود انتخاب کنید ؛
- اگر در روز امکان رفتن به طبیعت را ندارید ، در شب این کار را انجام دهید ؛و
- به تغییرات آب و هوایی توجه نمایید .
 

نوشته شده توسط لاک پشت در 0:33 |  لینک ثابت   •