88/08/26
با چند تدبير ساده انرژي مثبت را به زندگي خود بياوريد
|
| |
شما با تغذيه مناسب مراقب سلامت خود هستيد. براي رفع نگراني از وضعيت جسميتان به پزشك مراجعه ميكنيد اما خوب است بدانيد براي داشتن جسم و روح سالم، موارد بسيار ديگري هم دست به دست هم ميدهند و به ما براي رسيدن به سلامتي كمك ميكنند. يكي از عواملي كه شايد خيلي هم به آن توجه نميكنيم، نوع دكوراسيون محل كار و زندگيمان است. ميزان انرژي موجود در اين دو مكان كاملا ميتواند بر سلامت جسمي و روحي ما موثر باشد. همانطور كه ميدانيم انرژي حياتي در تمام موجودات، اجسام و در همه جا وجود دارد ولي در بعضي نقاط انتشار انرژي، بيشتر از جاهاي ديگر است. اصولا نقاط مرتفع مثل مناطق كوهستاني و جنگلهاي انبوه كه داراي درختان كهنسال بلند هستند و معابد، مساجد، كليساها يا مكانهايي كه مقبره بزرگواري است؛ هر جا كه انسان در آن به عبادت خدا ميپردازد و با فكر او تمركز ميكند و او را در قلب خود حس ميكند، به افزايش انرژي دروني انسان و شفاي او كمك ميكند. دكوراسيون انرژي به عقيده چينيهاي باستان، موقعيت و جهت پديدهها در فضا از اهميت به سزايي برخوردار بوده و محل سكونت، كار، نحوه قرارگيري اشيا، ميز، مبلمان، كتابخانه و ساير مايملك انسان كه او را از هر سو احاطه كردهاند، قادر به تاثيرگذاري بر سلامت رفتار و روان او هستند. براساس فنگشويي اشكال هندسي، خطوط و استقرار صحيح اشيا در محيطهاي مناسب موجب همسويي نيروهاي آسماني با انسان و اشيا شده، سلامتي و موفقيت را به ارمغان ميآورند. اين تاثيرات، رفتار و شخصيت انسان را در جهت مثبت يا منفي و موزون يا ناموزون تعيين ميكنند. بديهي است كه اصليترين عصاره دكوراسيون انرژي يا فنگشويي، توجه به هماهنگي موجود در طبيعت بوده و كشف رموز طبيعت كه همواره در حال سخن گفتن با بشر هستند و استفاده از آنها در زندگي شخصي. براي تبديل محيط اطراف خود به چنين اماكني چه بايد بكنيم؟ راهكار اجرايي براي بهرهمندي از فضايي مثبت چيست؟ پاك كردن انرژيهاي منفي احتمالا ميتوانيد برخي از اين مكانها را در اطراف خود مثال بزنيد، اماكني كه ارتعاشات منفي آنها بالاست. بسياري از ما تجربه كردهايم كه هنگام مراجعه به بعضي جاها حال خوب ما، بد ميشود مثل جاهاي گرفته، بدون گردش و تهويه هوا، بدون نور و زندگي. علت اصلي آن بالا بودن ارتعاشات منفي در اين اماكن است. راهها و شيوههاي متعددي وجود دارد كه ميتوان با آن فضاها يا اماكن را از ارتعاشات منفي پاك و ارتعاشات مثبت و شفابخش را جايگزين آن كرد. اين عمل به خصوص در مكانهاي عمومي مانند هتلها يا كوپه قطار بسيار مفيد واقع ميشود اما ميتوان آن را به منظور پاكسازي و تقديس منزل، محل كار يا اتومبيل خود نيز استفاده كرد، اغلب افراد پس از اين عمل، احساس خوبي را تجربه ميكنند. راهكارهاي موثر-1 فرض كنيد كه يك درمانگر بخواهد به شفاي بيمار بپردازد. كار كردن درمانگران در اتاقي كه از انرژيهاي منفي پاكسازي شده باشد، بسيار اهميت دارد. بهتر است در صورت امكان اتاقي انتخاب شود كه در معرض نور آفتاب بوده و به فضاي باز و هواي تازه دسترسي داشته باشد. پس آفتاب يكي از عوامل دفع انرژيهاي منفي است. -2 علاوه بر اين ميتوان با دود كردن مريمگلي و سرو آزاد يا هر گياه خوشبو و ضدعفونيكننده ديگر، اتاق را پاكيزه نگاه داشت. پيش از برخاستن دود بايد يكي از درهاي خانه را باز گذاشت تا دود، انرژي مرده و منفي را جذب كرده، آن را از در اتاق خارج كند. -3 قرار دادن تكههاي جواهر مناسب در اتاق نيز انرژي منفي را جذب ميكند. چند توصيه ساده حالا چند توصيه ساده براي اينكه محيط اطراف خود را سرشار از انرژي مثبت كنيد: -1 هرگز به طور مداوم در اتاق بدون تهويه يا زيرنور چراغهاي فلورسنت (مهتابي) كار نكنيد. اين نور فركانسي توليد ميكند كه با ارتعاشات هاله تداخل كرده، موجب بروز فركانس ضربهاي در حوزه انرژي ميشود. دامنه فركانسي اين نورها براي تندرستي زيانآور هستند. -2 وجود گياهان، مولد انرژي و شفابخش هستند. ميتوانيد در اتاق خود از حضور زنده گياهان بهرهمند شويد و زندگي را در كنار گياهان تجربه كنيد. -3 استفاده از رنگهاي شاداب و انرژيبخش نيز ميتواند بسيار موثر باشد. -4 پخش موسيقي موزون براي از بين بردن انرژيهاي منفي در فضا و دفع امواج منفي مفيد است. كاري كنيد كه نور و هواي زنده و تازه به زندگيتان جاري شود. با خواندن نام خداوند ميتوانيد اتاق خود را به مكاني پاكيزه و سرشار از انرژي مثبت تبديل كنيد. |
87/11/05
دوست داشتن از عشق برتر است
| |
|
|
87/11/05
اگه شبها خواب راحت ندارید اینجا رو بخونید
| |
|
هموطن آنلاین |
87/11/05
والدین کلاس اولی ها بخوانند
| جام جم : کودکي که براي اولين بار از خانه و خانواده جدا شده و مدتي را در محيط بيرون از خانه به سر مي برد، در معرض آموزش دانش ها و مهارت هاي مختلف و نيز شيوه هاي برخورد با ديگران و رفتار جمعي است ، لذا بايد ترتيبي اتخاذ کنيم که ارتباطات او، پدر و مادرش و نيز معلم ، مدرسه و محيط محل تحصيل و سکونت او از هر لحاظ با هم در تعامل باشد. اگر همراه کودک به مدرسه مي آييد، بموقع حاضر شويد. فراموش نکنيد زود رسيدن و انتظار کشيدن زياد هم ، ممکن است باعث خستگي و تشويش کودک شود. مي توانيد ضمن همراهي ، به او بياموزيد که وجود شما را به عنوان يک همراه موقت بپذيرد تا مراقبت شما موجب اتکاي بيش از اندازه او به شما نشود. خوابيدن بموقع و کافي اهميت زيادي دارد. دقت کنيد کودک غذايش را بموقع خورده و به اندازه کافي استراحت کرده باشد. اگر فرزندتان از هم اکنون که آغاز ورود به دبستان است با لزوم برنامه ريزي و رعايت نظم و انضباط آشنا شود، بدون شک در آينده از مشکلات ناشي از بي نظمي رنج نخواهد برد. کفش و لباس او بايد خارج از منزل تميز و مناسب بيرون باشد. بکوشيد از لباسهاي داراي آرم و نشانه و نيز عکسهاي خارجي استفاده نکنيد. نوع پوشاک کودک در سالهاي آغاز دبستان مي تواند تاثير زيادي در انتخاب هاي بعدي او در سنين بالا بگذارد. دنياي بچه ها، دنياي رنگي و سرشار از تخيل است. استفاده نکردن از لباسهاي آرم دار و منقوش به عکس ، به معناي استفاده از لباسهاي رنگين و متنوع نيست. از دادن پول براي خوراکي و چيزهاي ديگر به کودک کلاس اولي خودداري کنيد. خوراکي مناسب و مورد نياز او را قبلا تهيه کنيد و در اختيارش قرار دهيد. مطمئن شويد کودک شما ليوان ، دستمال و وسايل شخصي خود را به همراه دارد و يادآور شويد که وسايل فقط مخصوص استفاده خود اوست. براي کودک مشارکت و همکاري با ديگران ، نبايد به معناي استفاده از وسايل شخصي فرد ديگر معنا دهد. اگر احساس مي کنيد که فرزند شما از رفتن به مدرسه بيم دارد، در راه با او صحبت کنيد و به او اطمينان دهيد که جاي هيچ نگراني اي نيست. بازگو کردن خاطرات گذشته او را سرگرم و دلگرم خواهد کرد. اين بيم کاذب، نتيجه جدا شدن کودک از محيط خانه و ورود او به محيطي است که هيچ گونه آگاهي در مورد آن ندارد و همچنين پيوستن به جمع ديگر دانش آموزان است. بنابراين تفاوت هاي مدرسه و خانواده براي کودک تشريح شده و برتري هاي محيط دوم برايش بازگو شوند، به مرور از بيم کاذب کاسته مي شود. او را تشويق کنيد که مشکلات خود را با آموزگارش در ميان بگذارد. به او اطمينان دهيد آموزگارش مهربان است و او را حمايت خواهد کرد. براي کودک ، هيچ کس در محيط بيرون از خانه نمي تواند دلسوزتر و موثرتر از آموزگارش باشد. کودک بايد دريابد که در محيط يا خانه دومش ، سرپرست دومي دارد و او معلم اوست. بکوشيد تمامي مدتي را که در مدرسه هستيد به توصيه اولياي دبستان عمل کنيد. از درخواست غيرمنطقي بپرهيزيد. تعارضات ميان خانه و مدرسه ، اثرات سويي بر شخصيت دانش آموز مي گذارد. نقش اولياي خانه و مدرسه ، بايد کاستن اين تعارضات باشد. کمترين تعارض رفتاري ميان پدر و مادر و اولياي مدرسه، بر رفتار و شخصيت کودک موثر است. به موقع دنبال فرزند خود بياييد و به حرفهاي او در راه بازگشت به منزل با علاقه گوش بدهيد. اين نشانه احترام شما به او و پذيرفتن او به عنوان يک شخصيت از سوي شماست. نکته مهم ديگر اين است که از درگيري و نزاع حتي به صورت لفظي و در حضور فرزندان پرهيز و از کم جلوه دادن اهميت تحصيل و کسب دانش حتي در قالب طنز و شوخي جدا خودداري کنيد، چرا که تکرار اين رويه کم کم موجب دلسردي و عدم اطمينان دانش آموز به آينده تحصيلي اش خواهد شد. در طول سال تحصيلي، ارتباط خود را با انجمن اوليائ و مربيان مدرسه و معلمان حفظ کنيد و در ارائه پيشنهادها و همکاري با آنان دريغ نورزيد. به برنامه ملاقاتي که آموزگاران يا مديريت مدرسه براي شما تهيه کرده اند، توجه و از حضور بي موقع در مدرسه خودداري کنيد. معاونان مدرسه ، نقش بسيار مهمي در ايجاد انضباط و علاقه مندي کودکان در محيط واحد آموزشي دارند. جايگاه با اهميت معاونان را به فرزند خود گوشزد کنيد و به او بگوييد به توصيه هاي معاون مدرسه گوش فرا دهد. |
87/02/11
روانشناسی شخصیت
نگاه اجمالی
«شخصیت» یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب رفتار (Behavior) ، افکار (Thoughts) ، انگیزش (Motivation) ، هیجان (Emotion) و … استنباط میشود. شخصیت باعث تفاوت (Difference) کل افراد (انسانها) از همدیگر میشود. اما این تفاوتها فقط در بعضی «ویژگیها و خصوصیات» است. به عبارت دیگر افراد در خیلی از ویژگیهای شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را میتوان از این جهت که «چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟» و از جهت این که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» مورد مطالعه قرار داد.از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده است ولی از زمانهای قدیم برای شناخت آن کوششهای فراوانی شده است که برخی از آنها «غیرعملی» ، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاهها به تفاوت در«تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط میشود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونههای شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش میدهد. در حالی که برخی تجربهها بین همه فرهنگها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.
شخصیت از دیدگاه مردم
واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر میشود مثلا وقتی گفته نمیشود «او با شخصیت است» یعنی «او» فردی با ویژگیهایی است که میتواند افراد دیگر را با «کارآیی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درسهایی که با عنوان «پرورش شخصیت» تبلیغ و دایر میشود، سعی بر این است که به افراد مهارتهای اجتماعی بخصوصی یاد داده ، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند با آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند همچنین در برابر این کلمه ، کلمه «بیشخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگیهای منفی» است که البته به هم دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد، اما در جهت منفی.در اجتماع گاهی به جای این کلمات از مترادف آنها «شخصیت خوب یا بد» صحبت میشود که هر یک ویژگیهایی را میرسانند و گاهی از کلمه شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی افراد استفاده میشود مثلا وقتی گفته میشود«او پرخاشگر است» یعنی ویژگی و خصوصیت غالب «او» پرخاشگری است. در کنار این موضوعات گاهی کلمه شخصیت جهت «احترام» به چهرههای مشهور و صاحب صلاحیت «علمی ، اخلاقی یا سیاسی» بکار میرود نظیر «شخصیت سیاسی ، شخصیت مذهبی و شخصیت هنری و …».
شخصیت از دیدگاه روانشناسی
دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاههای «مردم و جامعه» است در روانشناسی افراد به گروههای «با شخصیت و بیشخصیت» یا«شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمیشوند؛ بلکه از نظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به صورت «علمی» مورد مطالعه قرار گیرد این دیدگاه به«شخصیت و انسان» باعث پیدایش نظریههای متعددی از جمله : «نظریه روانکاوی کلاسیک (Classical Psychoanaly Theory) ، نظریه روانکاوی نوین (Neopsychoanalytic Theory) ، نظریه انسان گرایی (Humanistis Theory) ، نظریه شناختی (Cognitive Theory) ، نظریه یادگیری اجتماعی (Social-learning Theory) و … » در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است.ماهیت شخصیت و انسان
یکی از جنبههای با اهمیت در «روانشناسی شخصیت» که در «نظریههای شخصیت» منعکس شده است برداشت یا تصوری است که از ماهیت «انسان و شخصیت او» ارائه شده است (یا میشود). این سوالها با ویژگی اصلی انسان ارتباط میکنند و همه مردم (شاعر ، هنرمند ، فیلسوف ، تاجر ، فروشنده و …) همواره به روش به این سوالها پاسخ میدهند؛ بطوری که میتوانیم بازتاب همه جانبه آنها را در «کتابها ، تابلوهای نقاشی ، و در رفتار و گفتارشان» ببینیم و روانشناسی شخصیت و نظریه پردازان این حوزه نیز از آن مستثنی نیستند. این موضوعات را میتوان در جدول زیر خلاصه کرد.| اراده آزاد یا جبرگرایی؟ | آیا انسان آگاهانه اعمال خود را جهت می دهد یا بوسیله نیروهای دیگری کنترل میشود؟ |
| وراثت یا محیط؟ | آیا انسان بیشتر تحت تأثیر وراثت است یا تحت تأثیر محیط؟ |
| گذشته یا حال؟ | آیا شخصیت انسان وقایع و اتفاقات اوائل زندگی شکل میگیرد یا اینکه تحت تأثیر تجربههای دوران بزرگسالی قرار دارد؟ |
| بیهمتایی یا جهان شمولی؟ | آیا شخصیت هر انسان بیهمتاست یا اینکه شخصیت دارای الگوهای کلی خاصی است که با شخصیت بسیاری از افراد انطباق دارد؟ |
| تعادل جویی یا رشد؟ | آیا انسان فقط برای حفظ تعادل و توازن رفتاری را انجام میدهد یا او بخاطر میل به رشد و تکامل رفتار را انجام میدهد؟ |
| خوش بینی یا بد بینی؟ | آیا انسان اساسا موجودی خوب است یا بد؟ |
نقش وراثت زیستی در رشد شخصیت
وراثت به منزله مواد خام شخصیت است. این مواد به اشکال مختلف شکل میپذیرند. بعضی از همانندیهای موجود در شخصیت و فرهنگ انسان ناشی از وراثت است، مثلا هر گروه انسانی ، مجموعه نیازها و قابلیتهای زیستی مشترک و یکسانی به ارث میبرد. این نیازها ، شامل اکسیژن ، غذا ، آب ، استراحت ، فعالیت ، خواب ، پرهیز از شرایط هولناک و اجتناب از درد و نظایر آن است.اهمیت محیط طبیعی در رشد شخصیت
محیط طبیعی نیز بر شخصیت تأثیر میگذارد، زیرا افراد تا حد وسیعی سطح کارآیی خود را که برای حفظ حیاتش ضروری است، از محیط میگیرد واقعیت امر این است که در هر محیط طبیعی ، انواع مختلف شخصیت و فرهنگ ، و در محیطهای طبیعی کاملاً متفاوت ، فرهنگهای مشابهی ملاحظه میشوند.رابطه فرهنگ و شخصیت
بعضی از تجربههای فرهنگی بین همه افراد انسانی مشترک است. از تجربههای اجتماعی مشترک بین اعضای یک جامعه معین ، یک صورت بندی ویژه شخصیتی پدید میآید که شاخص و معرف شخصیت بیشتر اعضای آن جامعه است و اصطلاحا شخصیت نمایی (Modal Personality) یا شخصیت اساسی (Basic Personality) یا رفتار اجتماعی (خوی اجتماعی) (Social Character) خوانده میشود. این مفاهیم به ویژگیهای فرهنگی مشترکی که همه اعضای یک جامعه در آنها سهیماند، اشاره میکنند.نقش تجربه گروهی در رشد شخصیت افراد
کودک نوزاد به صورت یک ارگانیسم به دنیا میآید. با اخذ و کسب مجموعهای از نگرشها و ارزشها ، تمایلات و بیزاریها ، هدفها و مقاصد ، و یک مفهوم عمیق و ناپایدار از اینکه چه نوع شخصی است، به تدریج یک موجود انسانی مبدل میشود. همه این ویژگیها را از طریق فراگرد اجتماعی شدن بدست میآورد. این فراگرد ، یادگیری او را از حالت حیوانی به شخصیت انسانی تغییر میدهد. به عبارت دقیقتر ، هر فرد از طریق فراگرد اجتماعی شدن ، هنجارهای گروههای خود را میآموزد تا اینکه یک خود مشخص که او را بیهمتا میسازد، پدید میآید. شاید بتوان گفت که تشکل تصور خود ، مهمترین فراگرد در رشد شخصیت به شمار میرود.اهمیت تجارب شخصی در رشد شخصیت
چرا کودکانی که در یک خانواده پرورش مییابند، حتی اگر تجربههای یکسانی هم داشته باشند، با یکدیگر متفاوتاند؟ نکته مهم این است که آنان تجربههای یکسانی نداشته ، بلکه در معرض تجربههای اجتماعی از برخی جهات مشابه و از برخی جهات نامشابه قرار گرفتهاند. تجربه هرکس بیهمتاست. بدین معنا که هیچ کس دیگر بطور کامل ، نظیر آن تجربه را ندارد. یادداشت دقیق تجربههای روزانه کودکان یک خانواده میتواند گوناگونی تجربههای آنان را به خوبی آشکار سازد. هر کودک اولاً ، وراثت زیستی بیهمتایی دارد که کسی دیگر عینا نظیر آن را ندارد، ثانیاً ، از مجموعه بیهمتای تجربههای زندگی برخوردار است که باز ، کسی دیگر ، عینا از آن برخوردار نیست.87/02/11
روان شناسی بالینی
مقدمه
روانشناسی بالینی شاخهای از علم روانشناسی است که به بحث در زمینه اختلالات روانی و تشخیص آنها و درمان میپردازد. از عمر روانشناسی به شکل علمی و منظم فقط حدود یک قرن میگذرد. ولی رشد آن در چند سال اخیر اعجاب آور بوده است. این رشته هم مانند علوم دیگر فرمان با ازدیاد روزافزون دانش رشتههای تخصصی بوجود آمد و امروزه در امریکا حدود 30 - 20 بخش دارد و هر بخش علاقه و مهارت خاصی را عرضه میکند. ولی در 20 سال اخیر هیچ یک از رشتههای روان شناسی به اندازه روانشناسی بالینی پیشرفت نکرده است و تعداد افرادی که در این بخش تحقیق میکنند از رشتههای دیگر روانشناسی به مراتب بیشترند.روانشناسی بالینی در گذشته
تکامل روانشناسی بالینی به سبب تاثیر عوامل متعدد صورت گرفت که بعضی از آنها خارج از حیطه روانشناسی بود. برای مثال پیشرفتهای حاصله در بیولوژی ، فلسفه ، سیاست و امثال آن نیز در تشکیل تاریخچه روانشناسی درمانی موثر بوده است. از عمر روانشناسی بالینی به عنوان یک رشته تخصصی و مستقل حدود 90 سال میگذرد تاریخ آن با تکامل روانشناسی مرضی آمیخته است و گذشته آن به زمان انسان اولیه میرسد. بشر اولیه امراض روانی پدیدهای ماورءالطبیعه میدانست.روشهای درمان اینگونه بیماران که تصور میشد دچار جن زدگی و ارواح خبیثه شده باشند عبارت بود از سوراخ کردن جمجمه به منظور آزاد کردن روح پلید و به زنجیر بستن، تنبیه جسمی و سوزاندن و انواع شکنجههای دیگر. در اواخر قرن هجده در فرانسه پزشکی به نام فیلیپ پنیل رئیس بزرگترین بیمارستان روانی فرانسه شد. او با اصلاحات نوع دوستانه به درمان روانی کمک کرد. در قرن نوزدهم مسمزیسم بوجود آمد. مسمز فردی بود که با استفاده از هیپنوتیزم به درمان بیماران روانی پرداخت.
عوامل موثر در پیدایش روانشناسی بالینی
پیدایش و تکامل روانشناسی بالینی پیشرفت در ماهیت هوش و اندازه گیری آن ، تفاوتهای فردی ، روان شناسی کودک نیز نقش داشتهاند. حد فاصل میان روانشناسی بالینی و روانشناسی کودک از بعضی جهات بسیار نامشخص است. زیرا روان شناسی بالینی در اصل به سبب علاقه به مسائل کودکان عقب افتاده بوجود آمد. پیدایش ابزارها و آزمونهای روانی نیز در تکامل روان شناسی بالینی نقش اساسی داشتهاند.روان شناسی بالینی در ایران
در جریان تاریخ نود ساله روان شناسی بالینی در دنیا ، ایران تاریخچه سی سالهای دارد. اولین درس در این رشته از روان شناسی در سال 1344 شمسی در گروه روانشناسی دانشگاه تهران تدریس شد و اولین کتاب در این زمینه به نام روان شناسی بالینی تالیف سعید شاملو در سال 1345 شمسی از طرف دانشگاه تهران منتشر شد. نخستین کلینیک روان شناسی در سال 1346 و در دانشگاه تهان تحت عنوان مرکز مشاوره و راهنمایی ایجاد شد.در این مرکز برای اولین بار کار سیستمی مرکب از یک روان شناس بالینی که سرپرست مرکز نیز بود، یک روانپزشک و یک مددکار اجتماعی به بررسی مسائل روانی دانشجویان پرداختند و با همکاری هم در تشخیص و درمان نابهنجاریهای رفتاری آنها اهتمام ورزیدند. رشته روان شناسی بالینی عمدتا در اوئل دهه سال 1350شمسی زمانی رسمیت یافت که در گروه روانپزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران واقع در بیمارستان روزبه برنامهای به نام فوق لیسانس روان شناسی بالینی ایجاد شد.
ویژگیهای روان شناسی بالینی
وظایف روان شناسی بالینی متنوع و مختلف است و به موسسهای که روان شناسی در آن کار میکند و همچنین به نوع تحصیلات و تعلیمات عملی که داشته است بستگی دارد. برای مثال وظایف روان شناسی بالینی در بیمارستان روانی ممکن است منحصر به تشخیص بیماری از طریق تست باشد یا به روان درمانی بپردازد یا مشغول تحقیقات شود و یا تعلیم عده ای را به عهده بگیرد. روان شناس بالینی ممکن است در مدارس ، مراکز مشاوره کودکان ، زندانها ، بیمارستانها ، دانشگاهها ، پرورشگاهها ، کودکستانها ، وزارت کار ، کارخانهها و انواع دیگر موسسات انجام وظیفه کند.انواع روان شناسی بالینی
چهار نوع روان شناسی بالینی وجود دارد: دستهای که برای درمان بیماری با روانپزشکان و روانکاوان اشتراک مساعی میکنند و بیشتر به کشف ماهیت بیماری و طرز معالجه یک فرد خاص توجه میکنند. دسته بعد روان شناسانی که وقت خود را بطور عمده صرف اندازه گیری خصوصیات افراد بوسیله تستهای روان شناسی میکنند. دسته دیگر فعالیتهای دسته اول و دوم را بطور مساوی انجام میدهند یعنی هم به تشخیص و هم به درمان میپردازند.دسته آخر روان شناسانی هستند که به تحقیق و آزمایش خصوصیات بیماران روانی علاقه دارند و از طریق تجربی برای کشف علل ، علائم و طرق درمان میکوشند. روان شناسان معتقدند که آگاهی از تمام این روشها برای آماده ساختن روان شناسی بالینی ضروری است و روان شناسی بدون آشنایی با آنها نمیتواند به نحو موثری انجام وظیفه نماید.
تشخیص در روان شناسی بالینی
روان شناسان بالینی از روشهای مختلف برای تشخیص اختلالات استفاده میکنند. از جمله این روشها مشاهده رفتار بیمار ، مصاحبه کلینیکی ، آزمونهای روانی ، بررسی تاریخچه فردی و ... است.درمان در روان شناسی بالینی
روشهای مختلف درمانی در روان شناسی بالینی وجود دارد که روان شناسانی با توجه به رویکرد نظری که در روان شناسی دارند یکی از آنها بکار میبرند. مثل شناخت درمانی ، رفتار درمانی ، روانکاوی و ... برخی از روان شناسان بالینی دیدگاه التقاطی دارند و از تمام شیوههای درمانی بهره میبرند.87/02/11
از پیری چه می دانید؟
|
مقدمه
آنچه به ظاهر گذشت عمر و سالمندی را نشان میدهد شکل ظاهری انسان است، بدن انسان که به مرور پوست سر و صورت و دستها خشک میگردد و چین و چروکهایی در آن پیدا میشود که رفته رفته رو به تزاید میگذارد. طراوت معمولی پوست که به علت وجود یک طبقه چربی زیر پوستی است از میان میرود و پوست شفافیت خود را از دست میدهد و در اثر ضعف جریان خون رنگ پریدگی پیدا میشود. موهای سر و صورت رنگ معمولی خود را از دست میدهد و سفید میشود. در اثر اختلال جذب مواد معدنی و به خصوص کلسیم، استخوانها رو به تحلیل میروند و قد خمیده و کوتاهتر میگردد. اختلال جریان خون و کاهش ترشح برخی غدههای مترشح داخلی و کاهش آنزیمهای مختلف که در هضم و جذب و سوخت و ساز بدن نقش مهمی دارند پیش میآید و روند تباهی رو به پیشرفت و گسترش میگذارد.تعاریف سالمندی
برای تعیین سن سه ضابطه وجود دارد:- سن زمانی یا سن تقویمی که سن افراد را از بدو تولد تا زمان حال میسنجند و همان سن شناسنامه است.
- سن فیزیولژیک که بر پایه دگرگونیهای فیزیولژیک و تحولات ناشی از بیماریهای مختلف استوار است. چه بسیار افراد کمسال که از نظر سن فیزیولژیک سالمند هستند “ یعنی فرسودهتر از سن تقویمی خود هستند “ و چه بسا افراد مسن که از نیروی جوانی برخوردارند.
- سن روانی که بر اساس حالات عاطفی و هیجانی و نیروی روانی سنجیده میشود و معمولا با سن فیزیولژیک تطابق دارد.
سازمان جهانی تندرستی دوران مختلف زندگی را پس از گذشتن از سن بلوغ بر اساس سن تقویمی چنین طبقهبندی کرده است: از 35 سالگی تا 59 سالگی میانسالی، از 60 سالگی تا 74 سالگی مسنی، از 75 سالگی تا 90 سالگی پیری و از 90 سالگی به بالا خیلی پیر.
نظریات توصیفی دوران سالمندی
در تعریف و شرح مشخصات فیزیولژیک دوره سالمندی دانشمندان نظریات گوناگونی ارائه دادهاند:- مچنیکوف میگوید: سالمندی عبارت است از عوارض عفونی مزمنی که با ناتوانی و استحاله “ ناتوانی در ترمیم عناصر از دست رفته “ و افزایش بیگانه خوارها همراه است.
- استرهلر میگوید: سالمندی دگرگونیهای تدریجی در ساخت و ترکیب موجود زنده است و دارای این ویژگی است که تغییرات گسترده و درونی است و گرایش به پیشرفت دارد و بالاخره بهسوی فساد و اضمحلال پیش میرود.
- آشوف با مطالعه و کالبدگشایی 400 مورد افراد بالاتر از 65 سال در سال 1937 میلادی اعلام کرد “ مرگ طبیعی وجود ندارد “ و کالبدگشاییها نشان دادهاند که علت مرگ بیماری بوده است و نه پیری.
- بر خلاف آشوف، وارتین میگوید: مرگ و میر افراد مسن بهعلت کهولت است. اخیرا نظریات مختلف دیگری نیز مطرح شدهاند از جمله تغییرات رشتههای کلاژن بافت همبند، نظریه تغییرات مولکولی در ساختمان سلولها و بالاخره نظریه وراثت که میگوید یکی از مهمترین علل تاخیر یا تسریع علایم پیری وراثت است.
|
نشانههای پیری
با اینکه در 70 درصد افراد مسن تصلب شرائین “ آترواسکلروز “ یا فشار خون وجود دارد امروزه ثابت شده است که آترواسکلروز تنها در اثر بالا رفتن سن بهوجود نمیآید و عوامل دیگری از قبیل بهداشت محیط و مسائل بومشناختی (اکولوژیک)، کمی تحرک و ترس و وحشت و هیجانات و مصرف برخی مواد غذایی مانند چربیها و قهوه در به وجود آمدن آن از اهمیت خاصی برخوردارند. بیماریهای دوران پیری از سن 60 و 65 سالگی رفته رفته خودنمایی میکنند. عوارض عروقی و قلبی در سنین بالای زندگی شایعتر هستند و سکته مغزی و قلبی بهعلت گرفتگی عروق انتهایی در قلب و مغز گرچه در جوانان نیز دیده میشود ولی در سالمندان بیشتر است. بیماریهای استخوانی و مفصلی بخصوص پوکی استخوانی (اوستئوپوروز) به علت کم شدن قدرت جذب کلسیم و ویتامین D پیش میآید و در کنار آن بیماریهای مفصلی نظیر آرتریت روماتوئید، نرماستخوانی و تغییرات استخوانی مهرههای گردن که به علت فشار بر شبکه عصب بازویی ایجاد دردهای مبهم در دستها میکند زیاد دیده میشود.در 90 درصد سالمندان بیماریهای دستگاه تنفسی بخصوص پارگی حبابچههای ششی (آمفیزم) و برونشیت مزمن دیده میشود. این عوارض از یکسو به علت تقلیل جذب اکسیژن موجب تنگی نفس میشود و از سوی دیگر خود موجب کاهش جذب اکسیژن میشود و نارساییهای قلبی را شدت میبخشد. همچنین کلیهها، کبد و لوله گوارش در سالمندان دستخوش تغییراتی میشوند که مراقبتهای خاصی ایجاب میکنند. از میان بیماریهای غدههای مترشح داخلی، بیماری قند “ دیابت “ بهخصوص نزد سالمندان پرخور و الکلیهای مسن بهمیزان در حدود 15 درصد شیوع دارد. علت این بیماری خرابی جزایر لانگرهانس لوزالمعده است. بیماریهای بدخیم و سرطانها در دوران سالمندی بیش از سایر دورانهای زندگی دیده میشوند.
اختلالات حواس پنجگانه و سلسله اعصاب مرکزی موجب کاهش سرعت انتقال و عدم بروز بهموقع بازتابها و در نتیجه افزایش سوانح در پیران میشود. قدرت تطابق عدسی چشم به مرور تقلیل پیدا میکند که سبب پیرچشمی و ضعف دید چشم میگردد. گوشها رفته رفته سنگین میشود و صداها بهخوبی شنیده نمیشوند. حس لامسه و چشایی و بویایی کمتر آسیب میبیند ولی ضعف قدرت بینایی و شنوایی درک مسائل روزمره را دچار اشکال ساخته لذا رابطه شخص مسن با جامعه مختل میشود. آرتریواسکلروز عروق مغزی سبب میشود که حافظه شخص مسن مختل شود. ابتدا قدرت حافظه نزدیک کاهش مییابد و شخص از بخاطر سپردن آنچه با آن برخورد میکند عاجز میماند بعدها حافظه دور نیز کاستی مییابد و بعضی خاطرات گذشته فراموش میشود و شخص قدرت بهخاطر آوردن قسمتهایی از خاطرات گذشته را از دست میدهد. گاهی شخص سالمند نسبت به افراد یا مناظر ناشناخته احساس آشنایی میکند.
در بعضی از موارد در افراد سالمند نوعی جنون که آن را جنون پیری مینامند پیش میآید. این بیماران زودرنج، حساس، تحریکپذیر و گاهی بیتفاوتاند. حس حسادت و محرومیت شدید داشته و دچار بیقراری، بیخوابی و کمبود درک میشوند. حالت افسردگی در چهره آنان نمایان است. بالاخره ممکن است زوال عقل و حالات پرخاشگرانه جنون و دیوانگی در آنها پیدا شود. در بعضی سالمندان بحرانهای تیرگی شعور و هذیان ظاهر میشود و منگی ناگهانی، احساس تنهایی روانی و هذیان و توهم پیش میآید.
در میان این عوارض افسردگی ناشی از بازنشستگی و احساس پوچی شخص سالمند را زیر فشار روانی قرار میدهد که باید با فراهم کردن فعالیتهای اجتماعی آنها را برطرف ساخت. لازم به تذکر است که برخلاف این گروه افراد سالخورده دیگری را میتوان یافت که با وجود ابتلا به ناتوانیهای جسمی بهترین آثار علمی و ادبی خود را در دوران پیری و حتی در آخرین روزهای حیات تهیه و تنظیم کرده و تجربیات ذیقیمت خویش را به نسل بعد تقدیم داشتهاند. از آن جمله میتوان ویکتور هوگو، گوته، جوزپه وردی و بسیاری از دانشمندان و نویسندگان بزرگ را نام برد.
|
پیری زودرس
اگر علایم و عوارض دوران سالمندی قبل از سن 60 سالگی ظاهر شود آن را پیری زودرس نامند. عوامل مختلفی در سرعت روند پیری دخالت دارند مانند مسائل اجتماعی شامل فشارهای اقتصادی، مشکلات زندگی، قحطی، قتل و غارت، جنگ و خشونت، اختلافات طبقاتی و نژادی، وجود بیعدالتی در اجتماع و بالاخره نبودن تامین آینده. گاه علت پیری زودرس به بهداشت شخصی مربوط میشود که از آن جمله میتوان فقر و گرسنگی، غنا و پرخوری، شب زندهداری، اعتیاد به مواد مخدر و دخانیات و مسکرات، غم و غصه، عیاشی و ولگردی، بیکاری و نگرانی از آینده و غیره ... را نام برد. در این میان فعالیتهای مغزی بیش از حد بخصوص اگر با نگرانی همراه باشد خیلی زود شخص را به عوارض پیری دچار خواهد ساخت.راههای پیشگیری از پیری زودرس
برای جلوگیری از بروز پیری زودرس دانشمندان پیشنهادهای متعددی ارائه کردهاند از آن جمله میتوان پیوند بیضه حیوانات برای برخورداری از هورمونهای مردانه، تزریق عصاره جفت، سرم (سروم) مگوهولتز، تزریق عصاره بافتهای جنینی، تزریق مایع مشیمه (مایعی که درون کیسهای به همین نام قرار دارد و جنین در آن غوطهور است) و همچنین تزریق عصاره قلب، کلیه و طحال افراد سالمی که در تصادف کشته شدهاند و غیره را نام برد. البته هیچیک از تمهیدات فوق نتوانسته است اثرات مطلوب قابل توجهی بهبار آورد ولی بکار بستن دستورهای زیر اثرات مطلوبی برای به تاخیر انداختن علایم پیری و عوارض دوره سالمندی دارد مشروط بر اینکه همیشه رعایت شود.چناچه این اصول از دوران کودکی مورد نظر قرار گرفته و عمل شود اثرات بسیار نیکویی در دوران سالمندی خواهد داشت.
1. مصرف مقدار مناسب کالری برای تولید انرژی لازم با مراعات کمخوری و در عین حال جلوگیری از گرسنگی و بخصوص جلوگیری از تشنگی.
2. ننوشیدن فراوردههای الکلی.
3. خودداری از مصرف توتون، تنباکو و سیگار، چپق یا پیپ و حتی قلیان.
4. خودداری از مصرف مواد مخدر و خوابآورها و محرکها.
5. خودداری از مصرف قهوه و کاکائو زیرا این مواد موجب بالا رفتن چربیهای خون میشوند همچنین مصرف هرچه کمتر مواد چربی بخصوص چربیهایی که در حرارت معمولی جامد هستند. مصرف متعادل چربیهای مایع مانند روغن زیتون و روغنهای گیاهی دیگر که در حرارت معمولی مایع هستند به مقدار پانزده گرم در روز مفید است و چون حاوی ویتامینهای محلول در روغن میباشد برای انجام بعضی از فعل و انفعالات بدن مثل انعقاد خون، جذب کلسیم و . . . ضرورت دارند. باید یادآور شد که مصرف روغنهای معدنی نظیر پارافین مایع زیانبخش است.
6. امساک در مصرف مواد قندی بخصوص قند سفید (ساکاروز)
7. بطور متوسط 8 ساعت خواب در شبانهروز.
8. رعایت تعادل بین کار جسمی و فعالیت روانی.
9. استفاده از ویتامینها از ابتدای تولد در دوران رشد و میانسالی و سالمندی.
10. استفاده از املاح منیزیوم چرا که منیزیوم در تولید بعضی از آنزیمهای حیاتی که در دوران پیری دچار کاهش میشوند و در سوخت و ساز تولید انرژی اهمیت بسزایی دارند بسیار موثر است.
11. فراهم کردن امکانات آرامش روانی.
مسائل درمانی سالمندان
با آنچه گذشت فعالیت دستگاههای مختلف بدن سالمندان با جوانان و میانسالان تفاوتهایی دارد که بدون توجه به اصول یاد شده در درمان آنها موفقیتی بدست نمیآید. این تفاوتها ممکن است مربوط به نارسایی جریان خون، اختلال در ترشح ادرار و دفع کلیوی، اختلالات سوخت و ساز (مثلا کم شدن فعالیت آنزیمهای حیاتی که برای سوخت و ساز بدن لازماند) و یا به علت رفع نشدن به موقع یا تاخیر در دفع دارو از راه ادرار باشد که سبب پیدایش سریع عوارض جانبی دارو و موجب مسمومیت و واکنشهای نامطلوب میشود. بیماران مسن بعلت ابتلا به اختلالهای مختلف معمولا داروهای متعددی مصرف میکنند که این خود خطر ناسازگاریهای داروها را با یکدیگر بههمراه دارد.تشخیص عوارض جانبی داروها در افراد مسن مشکلتر است چرا که افراد پیر در بیشتر موارد دچار گیجی، بیاشتهایی، اختلالات گوارشی و لرزش و ... میباشند که ممکن است با عوارض دارو اشتباه شوند. از طرف دیگر به علت ضعف دید چشم مشکل میتوانند دستورات دارویی را بخوانند و بعلت ضعف شنوایی دستورات شفاهی را هم بهخوبی نمیشنوند و همچنین بعلت کمبود حافظه ممکن است دستورات را فراموش کنند و یا به درستی بکار نبندند. افراد مسن در اثر تحلیل ماهیچهای و کم شدن حجم بدن باید مقدار کمتری دارو مصرف کنند، همچنین بهسبب اختلال اعمال قلب، کبد و کلیه باید در مصرف خوابآورها، آرام بخشها، داروهای ضد افسردگی و داروهای ضد تشنج (که بیشتر برای درمان لرزشها بکار میروند) بسیار محتاط بود زیرا مقداری که برای جوانان مصرف میشود در افراد مسن ممکن است موجب مسمومیت شود.
داروهایی که برای اختلالهای قلبی بکار میروند نظیر دیژیتال و کینیدین و بسیاری از داروهای قلبی دیگر در افراد مسن دارای نیمه عمر طولانیترند لذا به مقدار کمتری تجویز میشوند. داروهای ضد انعقاد مانند آسپرین، چون ممکن است موجب خونرویهای شدید شوند باید بهمقدار کمتر و تحت کنترل دقیق آزمایشگاهی و شمارش تعداد پلاکتها تجویز شوند. به هر حال درمان افراد مسن باید با احتیاط بیشتری همراه باشد و بخصوص باید از مصرف خود سرانه داروها در دوران پیری خودداری شود، ضمنا پرستاری از سالمندان که خود رشتهای تخصصی در پرستاری است از اهمیت خاصی برخوردار است که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست.
86/09/05
هفت ویژگی افراد شاد
آیا تا به حال دقت کرده اید که بعضی افراد بدون توجه به مسائل و مشکلات , چقدر در سر زندگی و شاد بودن توانا هستند؟ تحقیقات نشان می دهد این حالت ذاتی یا خدادادی نیست بلکه یک مهارت است که این افرادآن رادر خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهید می توانید این مهارت را کسب کنید و زندگی خود را لبریز از شادی و نشاط سازید.
هر کسی تقدیری در زندگی دارد و این به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد یا با آن همکاری کند اما ایا این حرف به این معنی است که با قسما خود بجنگند یا با آن همکاری کند . اما ایا این حرف به این معنی است که فرد باید دراز بکشد و بگذارد زندگی روند خود را طی کند؟
مسلما نه! در عوض می تواند روشی در پیش گیرد که به بهترین وجه ممکن با مسایل مواجه شود و حداکثر تلاش خود را در این زمینه نشان دهد در ان صورت متوجه راه های جدیدی می شود و با کشف آن ها انرژی تازه ای کسب می کند . زندگی می خواهد شخص , تقدیر و سر نوشت خود را بفهمد آیا ترجیح نمی دهید به جای جنگ با زندگی کنار بیایید؟
-اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند.
-مثبت اندیشی مسلما جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید. اما منتظر از راه رسیدن احساسات نباشید. اشخاص دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند.
- اگر می خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید شخص مهربان تر و با عاطفه تر عمل کنید. اگر می خواهید منش دوستاه تری داشته باشید دوستانه تر عمل کنید.
-احساسات پس از عمل کردن از راه می رسند.
اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند.
-همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمین نمی افتند, از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی شود.
- اگر به ظرب المثل هر چه بکارید همان را درو می کنید اعتقاد دارید پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته های خود بروید. این اتخاب شماست. می توانید به همین رویه ادامه بدهید, دیگران را متهم کنید و همچنان چیزی عایدتان نشود یا می توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید.
-اشخاص شاد مشتاق تغییر هستند.
-ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است . اگر تلاش کنید که ثابت اتفاق بیفتید, در این صورت همیشه ناراحت خواهید بود
-اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته های خود موافق هستید
شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید. یا در
عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد.
همه این ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید.
-اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی دهند.
-شکست به این معنی نست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی بر دست کشیدن از هدف نیست به هدف دست نیافتن تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید و مشتاق اشتباه کردن باشید و تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار بدهد که همه تلاش های خود را از بین ببرید و درست مثل یک دونه لذت به خط پایان رسیدن را حس کنید.
-اشخاص شاد در زمان حال زندگی می کند
86/09/05
بیماران روانپزشکی ، مظلومترین بیماران جامعه
مدیر پژوهشی مرکز تحقیقات علوم و فناوری اصفهان گفت: بیماران روانپزشکی `مظلومترین` بیماران جامعه محسوب میشوند.
`غلامرضا خیرآبادی`در گفتگو با ایرنا افزود:مظلومیت این دسته بیماران ناشی از عدم درک واقعی بودن رنج آنها توسط اطرافیان است.
وی اضافه کرد: برغم واقعی بودن رنج این دسته بیماران، اطرافیان، آنها را به انگهایی نظیر تنبلی و بیعاری متهم میکنند و این نوع برخوردها حتی از اصل بیماری نیز برای بیماران روانپزشکی آزاردهندهتر است.
دکترخیرآبادی یادآور شد: این ذهنیت حتی در سطح مدیران ، برنامهریزان و سیاستگزاران نیز وجود دارد و بههمین دلیل نیز بهنیازهای این دسته بیماران از لحاظ تامین سرویسهای حمایتی،اجتماعی و درمانی نظیر برخورداری از خدمات بیمهای کمتر توجه میشود.
بهاعتقاد این متخصص روانپزشکی،این مشکل ناشی از اختلال نگرش علمی صحیح به واقعیت بیماریهای روانپزشکی است که از صدر تا ذیل جامعه ریشه دوانده است.
وی خاطرنشان کرد: این درحالی است که آثار اقتصادی و اجتماعی بیماریهای روانپزشکی به مراتب بیش از بیماریهای جسمی، هزینه دربردارد.
دکتر خیرآبادی گفت: بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی ، بیشترین دلیل غیبت از محل کار ناشی از بیماری `افسردگی` است.
وی افزود: طبق گزارش همین سازمان در سال ۱۹۹۰حدود ۵۰/۸میلیون نفر در سراسر جهان دچار از کارافتادگی ناشی از افسردگی بودند و در همان سال ۲۰ درصد دلیل از کارافتادگیها ناشی از بیماریهای روانپزشکی بوده است.
به گفته عضو هیات علمی دانشگاه و علوم پزشکی اصفهان ، ریشه شش علت اول `بار بیماریها` در زنان ۱۵تا ۴۴ساله جهان بیماریهای روانپزشکی بوده که `افسردگی` در راس آنها قرار داشته است.
`بار بیماری` به هزینههای اقتصادی ناشی از درمان مستقیم بیماری یا غیبت از کار اطلاق میشود.
مدیر پژوهشی مرکز تحقیقات علوم و فناوری اصفهان اظهار داشت:پیش بینی می شود در سال ،۲۰۲۰بیماری افسردگی دومین علت `سالهای از دست رفته عمر ناشی از ناتوانی` در سطح جهان باشد.
وی یادآور شد: برخلاف تصور همگان، میزان مرگ و میر مستقیم و غیرمستقیم ناشی از بیماریهای روانپزشکی بسیار بالاست.
دکتر خیرآبادی گفت: تقریبا در بیشتر نقاط دنیا درصد بالایی از مردم علائم بیماری روانپزشکی را واقعی تلقی نمیکنند به این گمان که این قبیل بیماران میتوانند بدون کمک حرفهای متخصصان و صرفا بهمدد پند و توصیه دیگران، علایم بیماری خود را کنترل کنند.
وی هشدار داد:چنین نگرشی باعث میشود در بسیاری از موارد اقدام درمانی به موقع و مناسبی انجام نشود و این مساله سبب مزمن شدن بیماری و مشکل شدن روند درمان گردد.
وی گفت:هنوز تعداد زیادی از مردم درباره علل این بیماریها نگرش غیرعلمی دارند و اساسا` منشاء بروز بیماریهای روانپزشکی را بهمسائلی مانند ارتکاب گناه، ضعف ایمان، ضعف شخصیت و حتی جادو و جن زدگی بیمار نسبت میدهند.
این متخصص روانپزشکی تصریح کرد: واقعیت علمی درباره دلایل بروز این دسته بیماریها این است که زمانی علائم بیماریهای روانپزشکی بروز میکند کهدر مغز بیمار تغییراتی ایجاد شود و تعادل شیمیایی مغزش برهم بخورد که علت اینامر نیز وجود زمینههای ژنتیکی و استرسهای دنیای پیرامون است.
وی افزود:برخلاف تصور عامه،بیماریهای روانپزشکی نوعی بیماریهای جسمی ناشی از اختلال در کارکرد مغز است ولی پیچیدگی فرایندهای مغزی و تعامل غامض کارکرد مغز با دنیای پیرامون باعث میشود که این تصور پیش آید که اختلالات روانپزشکی و رفتاری واکنشهای غیرجسمی به محیط است.
مدیر پژوهش مرکز تحقیقات علوم و فناوری اصفهان گفت:نگرش منفی غیرعلمی به مسایل روانپزشکی در آحاد جامعه آنقدر گسترده و آسیب آفرین شده است که سازمان بهداشت جهانی، اساسیترین رسالت کنونی روانشناسان ، روانپزشکان و مشاوران را` آموزش عمومی برای ایجاد نگرش علمی به پدیدههای روانشناختی در سطح جامعه جهانی` تعیین کرده است.
دکتر خیرآبادی اظهار اطمینان کرد که در اجرای این رسالت، رسانهها نقش بسیار حیاتی در برقراری ارتباط بین متخصیصن امر و لایههای جامعه و تصحصح نگرشهای غیرعلمی مردم نبست به واقعیت بیماریهای روانپزشکی دارند.
`مرکز تحقیقات علوم رفتاری اصفهان` قدیمیترین مرکز در نوع خود در سطح کشور محسوب میشود.
86/09/05
سیگاری بودن والدین بر جنسیت نوزادان تأثیر می گذارد.
سیگاری بودن والدین بر جنسیت نوزادان تأثیر می گذارد.
محققان بریتانیایی موفق شدند، رابطه میان سیگاری بودن والدین و تأثیر آن بر جنسیت نوزادان را کشف کنند.
به گزارش روز پنجشنبه خبرنگار گروه علمی فرهنگی ایسکانیوز، به نقل از یونایتد اینترنشنال پرس، دانشمندان بر روی 9000 زن باردار که سیگاری بوده اند و همسرشان نیز سیگاری است به این نکته دست یافتند که فرزند آنان در اکثر موارد تحت آزمایش، دختر بوده است.
علاوه بر این، میزان سقط جنین فرزندان ذکور در والدینی که هر دوی آنان سیگاری بوده اند، 50 درصد بیشتر است. این تحقیقات از آن جهت اهمیت دارد که نشان می دهد میزان اثر گذاری نیکوتین در تخم لقاح یافته و کروموزوم ها به چه صورت است. همچنین مشخص شد، زنانی که جزء غیر سیگاری ها هستند نیز دچار سقط جنین شده و میزان تولد فرزند دختر در آنان بیشتر از سایرین است.
86/09/05
ده نکته حیاتی زندگی
ده نکته حیاتی زندگی
ارائه مطلب زیر تلاش برای جلوگیری از وقوع اختلافاتی است که به سبب آن امروزه راهروهای دادگاه خانواده مملو از جمعیت است. پس به امید آنکه شما را هرگز در آنجا ملاقات نکنیم توجه شما را به چند نکته انسانی که حاصل بررسی مواد حقوقی و خلاصه مسائلی است که معمولاً در دادگاه ها با آن روبرو هستیم ، جلب می کنیم.
1- اگر از گذشت ، صبر و بردباری در خود نشانی دارید به سراغ ازدواج بروید . زمانی برای شروع یک زندگی مشترک تصمیم بگیرید که از استقلال و توان کافی خود برای اداره یک خانواده جدید مطمئن هستید .
2- زمانی را برای جاری شدن صیغه عقد مطلوب بدانید که از خواست ها و نگرش های یکدیگر باخبرید و می دانید که هر دو هدفی مشترک را دنبال می کنید . برای رسیدن به این شناخت ، مدتی به یکدیگر فرصت دهید .
3- در این دنیای بزرگ هیچ دو نفری مانند هم نیستند . تفاوتهای بارز میان دو خواهر و یا دو برادر که هر دو زاده یک مادر و پدر هستند ، خود گویای این مسئله است . بنابراین مبنای تفاهم را معیارهای اصلی و اساسی برگزینید . توقف و ایستادن بر اصول فرعی یکدیگر چندان کمکی به بهبود روابط زناشویی نخواهد کرد.
4 - قبل از ازدواج به مسئله اعتیاد به طور جدی بیندیشید و از عدم اعتیاد همسرتان به هر گونه مواد مخدر ، اطمینان کامل حاصل کنید . نگذارید امید به ترک کردن و یا ترک دادن سبب شروع یک زندگی پُرمشکل شود .
5- برای داشتن زندگی خوب و توأم با آرامش ، به شیوه زندگی انتخابی خود عشق بورزید . چشم وهم چشمی ، حسادت و تجمل پرستی ، بار سنگین زندگی های امروز را از دوش هیچ زوج جوانی بر نداشته است . به راستی که کم کردن توقعات ، گنجینه ای بزرگ برای ساختن آینده یک زوج جوان است .
6- تجربه بارها و بارها ثابت کرده که زوجی موفق و سربلند هستند که در کشاکش زندگی در کنارهم ، یارهم هستند . در کنار هم در شادی ها می خندند و در سختی و رنج ها با هم به جنگ مشکلات می روند . اشتباهات یکدیگر را می بخشند و موفقیت های یکدیگر را جشن می گیرند ، براستی زن و شوهرهایی که به جای در کنار هم بودن ، مقابل یکدیگر می ایستند و زندگی می کنند ، نه زندگی ، که نبردی سخت می کنند .
7- به یاد بسپارید که گفتن کلمات محبت آمیز، ذکر محسنات یکدیگر و یادآوری اینکه همسرتان را دوست می دارید و به وجودش در کنارتان افتخار می کنید ، کلمات یا جملات مختص دوران آشنایی و اوایل ازدواج نیستند . انسانها نیاز به شنیدن مهر یکدیگر دارند ، آنچه در دل و ذهنتان می گذرد را صادقانه به زبان آورید که خود یکی از عوامل مهم در بقای زندگی زناشویی است.
8- بد نیست اگر بدانیم استفاده از تجربیات و نظریات دیگران مترادف با دخالت آنها در زندگی زناشویی ما نیست ؛ چه بهتر اگر تجربیات گذشتگانمان را سرمشق کنیم و خود کاشف شادی های دیگر باشیم .
9- اگر در برخی مسائل با یکدیگر اختلاف نظر دارید هرگز فرزندانتان را از آن مطلع نکنید . در مقابل فرزند ، پدر و مادر عنصری واحد و جدایی ناپذیرند که حرفشان و قولشان یکی است.
10- دوستی سرلوحه بهترین نوع رابطه هاست که نه در شناسنامه و نه در هیچ جای دیگر ثبت نمی شود ، اما عمیق و بی پیرایه است . بهترین والدین همانهایی هستند که با فرزندانشان دوست و رفیق اند . بهترین زوجها نیز آنانی هستند که قبل از این که به یادشان بیاید که زن و شوهر یکدیگرند ، بدانند که دوست هم هستند . رابطه صمیمانه و خالصانه توأم با درک و حفظ احترام همدیگر ، شاید یکی دیگر از عوامل مهم تضمین کننده بقای یک زندگی است.
86/09/05
چگونه به سلامت روانی خود کمک کنیم ؟
احساسات خود را بپذیرید
هیجان های شدید ممکن است ایجاد اضطراب کنن . خشم ، اندوه ، ترس ، احساس دست نیافتن به آرمان ها یا هدف ها همگی هیجان های ناخوشایندی هستند که ممکن است بخواهیم با انکار آنها از اضطراب در امان باشیم . گاهی برای اجتناب از احساس اضطراب ممکن است سعی کنیم که در برابر موقعیت ها برخوردی عاری از هیجان داشته باشیم . چنین برخوردی به یک نوع گسلش یا خونسردی تصنعی می انجامد که خود می تواند چیز ویرانگری باشد . گاه ممکن است بکوشیم هیجان ها و عواطف خود را فرو بنشانیم که این نیز خود سبب می شود که دیگر نتوانیم شادی ها و غم هایی را که بخشی از ارتباط های ما با سایر افراد است ، چیزهای طبیعی و بهنجار بدانیم .
در بسیاری از موقعیت ها ، بروز هیجان ها ی ناخوشایند را باید یک واکنش بهنجار به حساب آورد . هیچ علتی برای شرمگین شدن از احساس غربت یا احساس ترس به هنگام یادگیری اسکی یا ورزش مهیج دیگری ، یا احساس خشم نسبت به کسی که به عهد خود وفا نکرده ، وجود ندارد . این هیجان ها طبیعی هستند و اذعان به وجود آنها بهتر از انکار آنهاست . هنگامی که نتوان هیجانی را مستقیما ابراز داشت برای رهایی از فشار روانی حاصل بهتر است راهی برای برونریزی آن هیجان پیدا کرد . پیاده روی طولانی ، کوبیدن بر توپ ، یا در میان گذاردن مساله با یک دوست همدل می تواند خشم شما را فرو بنشاند . اگر فقط قبول کنید که احساس هیجان حق طبیعی شما است ، در آن صورت راه بر ابراز مستقیم هیجان ها بسته باشد ، حتما می توانید راه های غیر مستقیم برای ابراز آنها پیدا کنید .
ببینید در چه زمینه هایی آسیب پذیرید
شناختن انواع موقعیت هایی که شما را خشمگین می کنند یا واکنش تندی در شما برمی انگیزند می تواند شما را در برابر فشار روانی محافظت کند . شاید آدم ها ی معینی شما را خشمگین می کنند . می توانید از آنان اجتناب کنید یا بکوشید به روشنی بفهمید که در آنان چه چیزی هست که شما را ناراحت می کند ؛ شاید این اشخاص بسیار متعادل بنظر می رسند و به خود اعتماد دارند ، و همین در شما احساس ناایمنی ایجاد می کند . وقتی می کوشید علت ناراحتی خود را به روشنی بشناسید ، ممکن است بتوانید موقعیت یاد شده را به صورت تازه ایی ببینید . شاید در مواقعی که مجبورید در برابر همدرسان خود سخن بگویید یا مقاله ای ارائه کنید به شدت مضطرب می شوید . در این حال نیز ، یا می توانید از این گونه موقعیت ها اجتناب کنید یا این که در یک کلاس تمرین سخنرانی شرکت کنید و از این راه بر اعتماد به نفس خود بیفزایید . به جز اینها ، می توانید با دید دیگری به موقعیت نگاه کنید : به جای این فکر که ` همه منتظرند دهان باز کنم تا از من ایراد بگیرند ` می توان به خود گفت ` همدرسانم به موضوع صحبت من علاقه مندند و نباید نگران باشم که ممکن است چند اشتباه از من سر بزند . `
بسیاری از مردم به ویژه وقتی احساس اضطراب می کنند که با فشار کار روبه رو باشتند . با برنامه ریزی و فاصله گذاری دقیق بین کارها و کوشش های خود می توانید از احساس درماندگی در دقایق آخر کار جلوگیری کنید . هر گاه برای رسیدن به کلاس ها یا سر قرارها عمدا وقت بیشتری اختصاص دهید - بیشتر از آن چه لازم می دانید - در این صورت یکی از علل فشار روانی خود را از بین برده اید .
استعدادها و رغبت های خود را بپرورانید
کسانی که بی حوصله و ناخشنودند ، بندرت رغبت های فراوانی دارند . امروزه در برنامه های امکانات فراوانی وجود دارد تا فرد بتواند استعدادهای خود را در بسیاری از زمینه ها مانند ورزش و مهارت های جسمانی ، علایق تحصیلی ، موسیقی ، هنر ، نمایش ، و انواع پیشه ها بیازماید . غالبا هر چه در باره یک موضوع بیشتر چیز بدانید آن موضوع و همراه با آن زندگی گیرایی بیشتری برای شما پیدا می کند . علاوه بر این ، احساس شایستگی ناشی از دست یافتن به مهارت ها نقش بسیار عمده ای در بالا بردن عزت نفس دارد .
با دیگران روابط صمیمانه برقرار کنید
هسته اصلی بیشتر اختلالهای عاطفی ، احساس انزوا و تنهایی است . ما آدمیان ` موجودات اجتماعیی ` هستیم و به پشتیبانی ، آرامش و اطمینان خاطری که از جانب دیگران فراهم می شود نیاز داریم . هرگاه همه توجه خود را فقط به مشکلات خودتان معطوف کنید در این صورت ممکن است گرفتار یک دل مشغولی ناسالم درباره خود شوید . از راه در میان نهادن نگرانی های خود با دیگران غالبا می توانید مشکلات خود را روشن تر ببینید . علاوه بر این ، توجه و علاقه به رفاه و خشنودی مردمان دیگر ی که تنها و درگیر مشکلات هستند ، می تواند بر احساس ارزشمندی شما بیفزاید .
به موقع از دیگران کمک بخواهید
گرچه ممکن است این پیشنهاد ها بر سلامت عاطفی شما بیفزاید ، اما توجه داشته باشید که در راه خودشناسی و خودیاری محدودیت هایی هم وجود دارد . برخی مشکلات را به تنهایی نمی توان حل کرد . به جز این ، گرایش به خود فریبی نیز ممکن است سبب شود که ما نتوانیم مشکل خود را به صورت عینی ببینیم و چه بسا که ما با همه راه حلهای احتمالی یک مشکل آشنا نباشیم .
وقتی احساس می کنید که در کار حل و فصل یک مشکل پیشرفتی نداشته اید ، موقع آن فرا رسیده که در صدد یاری خواهی از متخصصانی مانند روان شناس ، مشاور و... آموزش دیده دیگری برآیید . میل به کمک خواستن از دیگران خود نمودار پختگی عاطفی شخص است نه نشانه ضعف او . نباید چندان دست نگهداشت تا احساس درماندگی دست دهد . معمولا آنقدر صبر نمی کنید تا داندانهایتان لق شود و بعد به دندانپزشک مراجعه کنید . همین طور هم بهره گیری از خدمات روان شناختی باید مانند مراجعه به دندانپزشک به صورت یک عادت درآید .
آمادگی لازم برای مقابله با فشار روانی
در کار مقابله با فشار روانی مردم توانایی های شخصی خود را به منظور چیره شدن بر مشکل ، کنار گذاشتن مانع ، پاسخگویی به سوال ، یا حل و فصل مطلبی پیچیده بکار می گیرند . مقابله کنندگان موفق نه فقط روش اجرای کارها را در موقعیت های عادی بلکه چگونگی حل و فصل موقعیت هایی را می دانند که پاسخ سنجیده آماده ایی برای آنها ندارند . کسانی که عموما مقابله کنندگان موفقی هستند سلسله توانایی های شخصی دارند که شامل توانایی های زیر می شود :
* جستجوی اطلاعات مرتبط با مشکل
* همنوایی با دیگران و دریافت حمایت بهنگام نیاز
* بررسی دوباره وضعیت طوری که آن را بیشتر قابل حل کند
* در نظر گرفتن شقوق مختلف و آزمودن نتایج هر یک
* استفاده از شوخ طبعی برای کم کردن فشار روانی موقعیت
بنابر این ، یکی از راه های حفظ سلامت روان در موقعیت های فشار زا عمل کردن به موارد فوف می باشد .
شادکامی خود را افزایش بدهید
از سال های دور تاکنون دو گروه از روان شناسان بر اهمیت نقش طبیعت در ایجاد احساس شادکامی و مسرت افراد تاکید کرده اند ؛ روان شناسان مثبت گرا و روان شناسان محیط گرا . گروه دوم می گویند : محیط اطراف آدمی بر سلامت روان او تاثیر می گذارد و از همین روست که در تمرینات و فنون تن آرامی و در بعضی از انواع مراقبه های نوین ، همواره افراد را به تصور صحنه های زیبای طبیعت که می تواند احساس خوبی در آنان ایجاد کند ، دعوت می کنند . همچنین روان شناسان مثبت گرا ، انس با طبیعت را در شادکامی و نشاط مردم موثر می دانند . این متخصصان می گویند که احساسات مثبت با زندگی در محیط طبیعی ارتباط دارد . برای مثال کسانی که در فضاهای سرسبز ، محیط های دارای آب یا مکان هایی با چشم انداز گسترده زندگی می کنند ، احساسات مثبت تری دارند تا آنانی که در مکان های ساختگی و مصنوعی به سر می برند . روان شناسان مثبت گرا معتقدند که آب و هوای خول ، خلق و خوی مثبت را القا می کند . به همین علت است که می توان گفت طبیعت منبع بزرگ شادکامی است . همه می دانیم که حیات آدمی به طبیعت وابسته است ؛ همچنین پژوهش های متعددی نشان داده اند که طبیعت در کاهش اضطراب و تنش ، رفع خستگی ، خمودگی ، افسردگی ، و ملال و در یک کلام در ایجاد مسرت و شادمانی در انسان نیز نقش مهمی بر عهده دارد . بنابر این برای افزایش شادکامی خودتان به موارد زیر عمل نمایید :
- در طبیعت قدم بزنید ؛
- به رنگ ها ، شکل ها و زمینه های موجود در طبیعت دقت کنید ؛
- اگر در شهر زندگی می کنید و فرصت رفتن به طبیعت بیرون از شهر را ندارید ، حداقل به پارک بروید؛
- در صورت امکان در خانه برای خود گلدانی گل یا باغچه ای ترتیب بدهید؛
- کارهای هنری مربوط به طبیعت مثل تابلوهای نقاشی یا کارهای دستی را که با محصولات طبیعی درست شده اند ، در خانه و به عنوان دکوراسیون اطاق ها و محل سکونت خود انتخاب کنید ؛
- اگر در روز امکان رفتن به طبیعت را ندارید ، در شب این کار را انجام دهید ؛و
- به تغییرات آب و هوایی توجه نمایید .





